25 ماه پس از قتل آنديا 16 ساله
فراز و پدرش به اتهام قتل و سوزاندن جسد محاكمه شدند

جوان 19 سالهاي كه متهم به قتل دختر مورد علاقه خود به نام آنديا است، روز گذشته در جلسه محاكمه خود در شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران منكر اتهام خود شد.
فراز، متهم است 16 بهمنماه سال 82 آنديا را به قتل رسانده و پس از سوزاندن جسد اين دختر 16 ساله آن را در چاهي در حوالي اشتهارد كرج رها كرده است.
در ابتداي جلسه محاكمه روز گذشته علي دلداري، نماينده دادستان با اعلام اينكه پرونده قتل آنديا، داراي دو متهم است گفت: متهم رديف اول فراز نام دارد كه متهم به مباشرت در قتل عمدي آنديا و مشاركت در جنايت بر ميت است. همچنين پدر فراز كه 49 سال سن دارد متهم به امحا و اخفاي ادله جرم براي رهايي پسرش و مشاركت در جنايت بر ميت است.
جسد سوخته آنديا از چاه بيرون كشيده شد
17 بهمنماه سال 82 پدر آنديا 16 ساله با مراجعه به اداره آگاهي از ناپديد شدن مشكوك دخترش خبر داد و گفت: دخترم يك شب است كه به طرز مشكوكي ناپديد شده است. هرجا را كه فكر ميكرديم به آنجا رفته باشد، سر زديم اما خبري از او نيست.
پدر آنديا در همان شكايت اوليه خود پسر جواني به نام فراز را مورد ظن خود معرفي كرد و گفت: »اين پسر 19 ساله با دختر من دوست بود. از شب گذشته هرچه با موبايل فراز هم تماس ميگيريم، جواب نميدهد. فكر ميكنم او از دخترم خبر داشته باشد. آنديا ساعت 30\21 دقيقه روز گذشته كه در خانه مادربزرگش در خيابان فرجام تهران ميهمان بود، به بهانه سپردن سگ خانگياش به يكي از دوستان خانه را ترك كرد اما ديگر بازنگشت.«
پس از بازجويي از پدر و مادر آنديا مشخا شد دختر جوان با پسري به نام فراز رابطه داشته كه اصرار بر ازدواج با او دارد. ماموران سپس به بازجويي از فراز پرداختند و او لب به اعتراف گشود و جزئيات شب حادؤه را تعريف كرد.
فراز گفت: شب حادؤه سراغ آنديا رفتم و او را در نزديكي خانه مادربزرگش سوار خودروي پژوي پدرم كردم، من و آنديا يك اختلاف جزئي داشتيم، آنديا ابتدا سرش را به شيشه خودرو كوبيد، سپس نيمهجان شد، از روي ترس پيكر وي را به پشت پمپبنزين وردآورد انتقال دادم و آنجا او را پس از زدن ضربات سنگ به سرش ترك كردم تا اينكه با پدرم سراغ جسد رفتيم، آن را داخل موكتي پيچاندم و به بالاي يكي از چاههاي اشتهارد كرج بردم و با سوزاندن جسد آنديا آن را داخل چاه انداختم.
پليس با راهنماييهاي پدر فراز توانست چاهي به عمق 22 متر را در اشتهارد كرج شناسايي كند و با همكاري و تلاش ايستگاه 8 امداد و نجات آتشنشاني كرج، جسد سوخته »آنديا« را از چاه بيرون بكشد.
در حالي كه فراز، تنها متهم پرونده مدعي شده است كه آنديا با كوبيدن سرش به شيشه خودرو باعث مرگ خود شده است، پزشكان جنايي تهران پس از معاينه جسد اعلام كردند، اين دختر جوان بر اؤر خفگي جان خود را از دست داده است.
نماينده دادستان از سوي ديگر روز گذشته با شرح مختصري از اظهارات متهمان و ماجراي پيش آمده براي دو متهم پرونده تقاضاي اشد مجازات كرد و گفت: »به ديگر اتهام متهم رديف اول بدون شرح در كيفرخواست در جلسه غيرعلني دادگاه رسيدگي خواهد شد.«
ما حق ديدن جسد دخترمان را نداشتيم
با پايان اظهارات نماينده دادستان پدر مقتول اظهار داشت: »براي فراز تقاضاي قصاص ميكنم زيرا اين پسر 19 ساله متهم است به اينكه دختر مرا ربود و سپس به قتل رساند. از سوي ديگر براي متهم رديف دوم نيز به خاطر اخفاي ادله جرم و سوزاندن جسد دخترم تقاضاي مجازات دارم.«در ادامه عموي آنديا به نمايندگي از برادرش لايحهاي را خواند و تقديم دادگاه كرد.
در اين لايحه پدر مقتول اظهار داشته بود: »28 روز طول كشيد تا بالاخره چيزي شبيه به جسد به ما تحويل دادند. 28 روز تمام من، همسر و پسرم با خانوادهاي طرف بوديم كه مانند هنرپيشگان براي ما فيلم بازي كردند«.
مادر فراز به ما ميگفت براي پيدا كردن آنديا شمع نذر كرده است. پدر فراز مدام با من تماس ميگرفت و ميخواست براي پيدا كردن آنديا دنبالش برويم. آنها با احساسات ما بازي كردند. اين پدر و پسر نه تنها به زنده آنديا رحم نكردند بلكه حتي جسدش را هم نميخواستند ببينند. چرا دست و پاي دخترم از هم جدا بود. چرا او را در قعر 22 متري يك چاه انداختند. جسدش را چرا مثله كردند. آيا اين حق دختر 16 ساله بيدفاع من بود* دخترم واقعا مستحق قتل، سوزانده شدن و زغال شدن بود* من و مادر آنديا حق ديدن جسد دخترمان را هم نداشتيم. امروز قضات دادگاه پدر و پسري را محاكمه ميكنند كه همه فضيلتهاي انساني را زيرپا گذاشتند. اين پدر و پسر حتي مشخا نيست با آن حيوان بيگناه، با )سگ خانگي( دخترم چه كردند*«از سوي ديگر مادر آنديا پس از قرائت لايحهاي كه پدر آنديا تهيه كرده بود، گفت: »من هم براي قاتل دخترم تقاضاي قصاص ميكنم. اين پدر و پسر و خصوصا پدر فراز بايد به اشد مجازات برسند.«
آنديا با چند پسر به كيش رفته بود
در ادامه جلسه محاكمه كه به رياست قاضي قاسمكوهكمرهاي برگزار شد متهم پرونده با حضور در جايگاه گفت: »قتل آنديا را قبول ندارم. من او را نكشتم و در مرگ او نيز هيچ دخالتي نداشتم.«
متهم كه در زمان قتل تنها 19 سال سن داشت در ادامه اظهار داشت: »از حدود دو سال پيش از مرگ آنديا با او آشنا شدم. اوايل رابطه ما زياد نبود اما در ادامه دوستي، به هم علاقهمند شديم تا آنجا كه قول و قرار ازدواج هم گذاشتيم. پدر و مادر آنديا و حتي بستگان نزديك او مرا به خوبي ميشناختند. شب حادؤه از ساعت 30\7 دقيقه غروب شروع به تماس گرفتن با تلفن همراه آنديا كردم اما او پاسخ نميداد. به مادر آنديا تلفن كردم و پرسيدم كه دخترش كجاست پس از اينكه متوجه شدم آنديا در خانه مادربزرگش است به آنجا رفتم و از آنديا خواستم تا باهم صحبت كنيم.«
قاضي: چرا آنديا در ابتدا پاسخ تلفنهايت را نميداد*
فراز: آن موقع نميدانستم اما وقتي در زندان بودم متوجه شدم چرا جواب تلفنهايم را نميدهد. آنديا نزد يك پسر ديگري بود.
متهم 19 ساله پرونده در ادامه نزد 5 قاضي به تشريح روز حادؤه پرداخت و گفت: »داخل كوچه فرهنگ در خيابان فرجام خانه مادربزرگ آنديا بود. به آنجا رفتم و او را از جلوي در خانه بردم. سگ آنديا نيز همراه او بود.
آنديا تازه از مسافرت كيش بازگشته بود. عموي او كه پس از سالها از خارج آمده بود، آنديا و دختر عموي او را به كيش برده بود. مطمئن بودم كه در كيش با چند پسر بودند به همين خاطر اين مساله را پيش كشيده و از او خواستم واقعيت را به من بگويد. آنديا در جواب من گفت در كيش با چند پسر بوديم اما آنها دوستان دخترعموي من بودند و من با آنها رابطهاي نداشتم. من گفتم مگر ميشود كه يك هفته با چند پسر دركيش باشيد و رابطهاي بين شما نباشد كه او بازهم منكر شد.«
خودش سرش را به شيشه اتومبيل كوبيد
فراز در ادامه اظهاراتش گفت: »هر دو از بحث پيش آمده عصباني بوديم. آنديا وقتي عصباني ميشد، سرش تير ميكشيد كه من هميشه آن را برايش ماساژ ميدادم. آن روز هم دچار همان سوزش سر شد اما در يك لحظه ناگهان سرش را به شيشه كنار اتومبيل زد. شيشه همان لحظه خرد شد و از بيني، گونه و پلك آنديا خون آمد. آن لحظه كه اين اتفاق افتاد ما در اتوبان همت بوديم، تصميم گرفتم به نزديكترين بيمارستاني كه به نظرم رسيد برويم، بيمارستان اميرالمومنين در شهرآرا بود. چند دقيقه بيشتر از اين ماجرا نگذشته بود كه آنديا سرش را روي پاي من گذاشت. من با دست صورتش را كه پر از خون بودأ پاك كردم كه گفت صورتش ميسوزد و دست نزنم. كاملاص دستپاچه شده بودم.
من يك قطره خون هم تا آن لحظه نديده بودم. نميتوانستم درست تصميم بگيرم.
وقتي به پل ستارخان رسيديم، متوجه شدم آنديا نفس نميكشد. هر چه او را صدا زدم، چيزي نميگفت. فهميدم كه فوت كرده است. در يك لحظه ترسيدم كه او را به بيمارستان ببرم. ميترسيدم كه بگويند من اين بلا را سر او آوردم. بر سرعت اتومبيلم اضافه كرده و به سمت كرج رفتم.«
تلفن همراه را به بيرون پرتاب كردم
قاضي: چرا داخل بيمارستان نرفتي*
فراز: در آن لحظه مدام فكرهاي منفي ميكردم. ترسيده بودم.
قاضي: مگر نميگويي كه عاشق آنديا بودي، پس چطور ميتوانستي ببيني او جلو چشمانت در حال مردن است*
فراز: عاشق او بودم. نميدانم. ميخواستم او را جايي ببرم كه كسي پيدا نكند. ترسيده بودم.
حوالي پمپ بنزين وردآورد داخل يك جاده خاكي شده، جسد آنديا را برداشته و از اتومبيل خارج كردم. سگ او هم از اتومبيل بيرون پريد. آنقدر ترسيده بودم كه سريع سوار خودرو 405 پدرم شده و فرار كردم. 5 دقيقه از حركتم نگذشته بود كه متوجه شدم جسد را حوالي مترو رها كردم و فردا صبح حتماص آن را پيدا خواهند كرد. دوباره برگشتم جسد را داخل صندوق عقب خودرو گذاشتم.«
قاضي: در اظهارات اوليه گفتي كه با سنگ در حوالي پمپ بنزين وردآورد به سر آنديا زدي، حالا چه ميگويي*
فراز: در بازجوييها تحت فشار بودم، هرگز چنين كاري نكردم.
قاضي: اما در نزد بازپرس نيز به دفعات به اين عمل اعتراف كردي كه با توجه به اين موضوع، نشان ميدهد كه آنديا تا پمپ بنزين وردآورد زنده بوده است*
فراز: نه، قبول ندارم. در بازجوييهاي اوليه پدرم را به اداره آگاهي آورده بودند. نميتوانستم ببينم پدرم در آنجا است به همين خاطر به دروغ اعتراف كردم.
متهم 19 ساله پرونده در ادامه افزود: »پس از اينكه جسد را براي بار دوم داخل صندوق عقب خودرو گذاشتم به سمت باغي كه در كرج داشتيم حركت كردم. تلفن همراه آنديا نيز در خودرو بود و مرتب زنگ ميخورد از شدت عصبانيت آن را برداشته و از شيشه اتومبيل به بيرون پرتاب كردم.«
سگ آنديا چه شد*
قاضي: وقتي براي بار ديگر سراغ جسد آنديا رفتي، سگ او كجا بود*
فراز: نميدانم، در آن لحظه فكر سگ نبودم اما آنجا نبود.
قاضي: باوفاتر از سگ هيچ موجودي نيست، چطور در عرض 10 دقيقه سگ آنديا ناپديد شده بود در حالي كه براي صاحب آن چنين اتفاقي افتاده بود*
فراز: باور كنيد سگ آنجا نبوده نميدانم. جسد آنديا را به باغمان در كرج بردم. ما در حال بنايي ويلاي داخل باغ بوديم به همين خاطر كمي مصالح و آشغال دورتادور خانه ريخته شده بود. آنجا اشتباه بزرگي كردم و آن اين بود كه جسد آنديا را داخل موكتي پيچيدم و با سيم برقي پايين و بالاي آن را محكم بستم. با خودم فكر كردم جسد اگر در باغ بماند به راحتي كارگران فردا آن را پيدا ميكنند بنا بر اين دوباره آن را داخل صندوق عقب گذاشتم و به سمت اشتهارد حركت كردم. در آنجا نزديك چاهي رسيدم. در يك لحظه فكر كردم شايد اگر جسد آنديا را بسوزانم ديگر كسي متوجه ماجرا نميشود. پدرم هميشه در صندوقعقب يك گالن 4 ليتري بنزين نگهداري ميكرد. آن را برداشتم و روي جسد آنديا ريختم و سپس با كبريت او را آتش زدم. جسد آنديا در حال سوختن بود كه با پا لگدي به جسد زده و آن را داخل چاه انداختم. سپس سوار خودرو شدم و به سمت خانه آمدم.
در پاركينگ خانهمان لباسهايم را كه خوني بود تغيير دادم و بالا رفتم. پدرم بيدار و در حال تماشاي تلويزيون بود آبي به سر و صورتم زدم و نزد پدرم رفته و طبق عادتي كه داشتم و همه چيز را براي پدرم تعريف ميكردم گفتم ماجرا از چه قرار است. پدرم باور نميكرد و مدام با دستهايش به سرش ميكوبيد.فرداي آن روز پدرم خودرو را به كارواش برد و شيشه شكسته را تعويض كرد. دو روز پس از اين ماجرا پدرم را بر سر همان چاه بردم و گفتم جسد آنديا داخل چاه است تا باور كند كه من جسد را آتش زدم.«
آنديا بر اؤر خفگي مرده است
قاضي: چرا در اظهارات اوليه گفته بودي كه پدرت در آتش زدن جسد آنديا با تو همكاري كرده بود*
فراز: تحت فشار بودم. اين طور نيست فقط اين را گفتم كه پدرم ماموران را بر سر چاه ببرد. خودم طاقت رفتن به آنجا را نداشتم.
قاضي قاسم كوهكمرهاي در ادامه به تشريح نظريه پزشكي قانوني پرداخت و گفت: پزشكان پزشكي قانوني در نظريه خود مطرح كردند كه در آنديا هيچگونه آؤار شكستگي در جمجمه وجود نداشته است. در بند اول اين نظريه آمده است كه به خاطر موي زياد سر و وجود روسري هيچ اؤري از شكستگي و يا آسيب به استخوانها وجود ندارد و تنها خون جاري شده به خاطر پارگي پوست بوده است.
اين موضوع نيز در حالي است كه پزشكان اعلام كردهاند دور از انتظار است كه يك دختر 16 ساله با توجه به ويژگيهاي روحي و جسمي بتواند اين چنين سر خود را به شيشه بكوباند.از سوي ديگر پزشكان دليل اصلي مرگ را فشار بر عناصر حياتي گردن اعلام كردند و اين بدان معناست كه آنديا به خاطر ضربه سرش كه به شيشه خودرو خورده بود فوت نكرده است بلكه شخصي با فشردن يك رشته سيم به دور گردن او، آنديا را به قتل رسانده است.
نظريه پزشكي قانوني غلط است
از سوي ديگر در ادامه جلسه محاكمه يكي ديگر از
5 قاضي شعبه 74 به طرح سوالي از متهم پرداخت و گفت: تو مدعي هستي زماني كه به پل ستارخان رسيدي آنديا فوت كرده بود پس يك فرد مرده ديگر خونريزي نميتواند داشته باشد اما زماني كه جسد آنديا را به بيابانهاي وردآورد بردي در آنجا مقدار قابل توجهي خون ريخته شده است. اين خون بر اؤر چيست*
فراز: نميدانم چه بگويم. اما مطمئن هستم كه آنديا زماني كه به پل ستارخان رسيديم مرده بود.
با پايان يافتن اظهارات فراز، وكيل مدافع وي در دفاع از موكل 19 ساله خود گفت: »هيچ سيمي وجود نداشته كه آنديا با آن به قتل رسيده باشد. سيمي كه كشف شده است همان است كه فراز با آن موكت دور جسد را پيچيده است. مساله مهم اين پرونده نظريه اشتباه پزشكي قانوني است. اين نظريه كاملا غلط است و من آن را قبول ندارم. از سوي ديگر پزشكان هم با ترديد اعلام كردند كه خفگي علت اصلي مرگ است. همچنين اگر بخواهيم نظريه پزشكي قانوني را درست فرض كنيم پس آن همه خون براي چه بود. خفگي كه خون ندارد. پزشكيقانوني گفته است سيمي كه البته به طور تصادفي روي گردن جسد سوخته شده كشف شده است گره نداشته پس چطور اين سيم ميتواند بر عناصر حياتي گردن فشار بياورد.«
محمد اعرابي، وكيل مدافع فراز در ادامه گفت: »ايراد بعدي من به متن كيفرخواست نماينده دادستان است. كوچكترين دليلي مبني بر اينكه اين ماجرا قتل باشد وجود ندارد. اصلا انگيزهاي براي قتل وجود نداشته است، فراز به شدت به آنديا علاقهمند بود و حتي قصد ازدواج هم داشت. پس دليلي براي كشتن وجود نداشته است. پزشكان قانوني به خاطر شدت سوختگي جسد به طور حتم و كامل موفق به معاينه دقيق نشدند پس همه نظريهها براساس احتمال است.«
انگيزه قتل وجود داشت
با پايان يافتن دفاعيات وكيل مدافع متهم، علي دلداري نماينده دادستان در واكنش به اظهارات اعرابي گفت: »زماني كه جسد از سوي ماموران انتظامي و آتشنشاني كشف شد، آنها كارشناس نبودند تا سيم را ببينند كه دور گردن بوده يا نه كه البته اين كار را پزشكان قانوني انجام دادهاند.
از سوي ديگر وكيلمدافع متهم اظهار داشته كه هيچ انگيزهاي براي قتل وجود نداشت در حالي كه فراز در جلسه محاكمه اقرار كرد كه آنديا به او خيانت كرده بود پس به همين خاطر انگيزهاي محكم براي قتل وجود دارد.
در ادامه اظهارات نماينده دادستان، وكيل مدافع اولياي دم نيز در جايگاه حضور يافت و گفت: وكيل مدافع متهم قتل را نفي ميكند و اين سادهترين راه استأ پاك كردن صورت مساله. فراز از ابتداي دفاعياتش دروغ گفته و حقيقت را كتمان كرده است. آنديا بارها به دوستانش گفته بود كه از سوي فراز تهديد ميشده و از او ميترسيده است. فراز دچار عقده حسادت است و به همين خاطر يا دوستداشته كه آنديا با او باشد و يا در غير اين صورت بميرد. همه اين مسائل حكايت از قتل به دست فراز دارد.
پس از دفاعيات وكيل مدافع اولياي دم، رئيس شعبه74 دادگاه كيفري استان تهران همراه 4 قاضي مستشار افتخاري، مظفري، باقري و گنجي از تجديد جلسه محاكمه در وقت فوقالعاده ديگري خبر دادند.