تبليغاتX
فریاد سکوت

فریاد سکوت

دیشب یه فیلم تقریبا خوب دیدم که بدم نیومد به شما هم معرفیش کنم. اسم فیلم آسمان وانیلی بود که نقش اول اون رو هم تام کروز بازی می کرد.

آسمان وانیلی داستان زندگی مرد جوان و خوش چهره ای رو نشون میده که یک شرکت موفق تجاری رو اداره می کنه و دوستان زیادی داره و از روابط مناسبی با دخترها برخوردار هست.

اون چیزی که ما در نیمه اول فیلم از مرد جوان می بینیم علاقه مفرط به جوان موندن و ارتباط گسترده با دخترها است.

داستان کاملاً معمولی و عادی پیش میره و به اونجا میرسه که مرد جوان نسبت به دوست دختر قبلیش بی توجه میشه و با دختری اسپانیایی زبان آشنا میشه و در پی این ماجرا دختر اولی به سراغش میاد و از اون میخواد که به دوستی شون ادامه بده و دختر اسپانیایی رو ترک کنه که با مخالفت مرد جوان روبرو میشه. در همین حین این 2 نفر دچار سانحه رانندگی میشن و داستان وارد فاز دوم میشه.

این مرد حاضر هست که برای رهایی از این وضعیت هر کاری بکنه........

البته قسمت جالب ماجرا این هست که این مرد پس از سانحه تصادف دچار نا امیدی بسیار میشه تا اونجایی که اتفاقاتی می افته و اون دیگه نمیتونه مرز بین خیال و واقعیت یا رویا و حقیقت رو از هم تشخیص بده.............

پی نوشت: از دیشب به این موضوع فکر می کنم که آیا داشتن یه زندگی شیرین توی رویا بهتره یا داشتن یه زندگی با واقعیات تلخ در بیداری.........

l لینک l    چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385 17:29  میترا خلعتبری  | 

ايرانيان باستان شب آخر پاييز و اول زمستان را شب زايش مهر يا زايش خورشيد مي خوانند و براي آن جشن بزرگي برپا مي کردند.

پيران و پاکان به تپه اي رفته؛ با لباس نو و در مراسمي از آسمان مي خواستند که آن رهبر بزرگ را براي رستگاري آدميان گسيل دارد؛ که نشانه زايش آن ناجي؛ ستاره ايست بالاي کوهي ( فيروزي ) که داراري درخت بسيار زيبايي بوده است؛ پديدار خواهد شد.

سيصد سال بعد از تولد مسيح؛ کليسا جشن تولد مهر را به عنوان زاد روز عيسي پذيرفت. زيرا موقع تولد او معلوم نبود.

از اين روست که که تا امروز بابانوئل با لباس و کلاه موبدان ظاهر مي شود و درخت سرو و ستاره بالاي آن هم يادگار مهري ها هست.

يلدا کلمه است سرياني به معناي تولد و به گفته ابوريحان آن را شب زادن معني کرده است.

آيين شب چله يا شب يلدا؛ خوردن آجيل مخصوص؛ هندوانه؛ انار و شيريني و ميوه هاي گوناگون هست که سمبل برکت؛ شادکامي؛ تندرستي و فراواني هستند.

در اين شب هم فال گرفتن؛ حافظ خواني؛ شاهنامه خواني مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردويي از روي پوکي و پري آن؛ آينده گويي مي کنند.

                                            «برگرفته از کتاب ديدي نو نوشته دکتر فرهنگ مهر»

l لینک l    چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385 14:7  میترا خلعتبری  | 

خوب بالاخره خدا ورود به سمند شادی را هم قسمت ما کرد. پیش از این از بسیاری  از دوستانم تعریف این سمند جالب تاکسیرانی و راننده خوشرو اون رو شنیده بودم اما خوب موفق به دیدن این تاکسی ویژه نشدم تا اینکه دیشب وقتی می خواستم برم خونه سوار این تاکسی شدم.

همان طوری که از همه کسانی که سوار این تاکسی شده بودند، تعریف های با مزه ای شنیده بودم، دیشب هم تا روی صندلی پشت این خودرو نشستم کاغذهای مختلفی که در همه جای اتومبیل نصب شده بود، توجهم را جلب کرد. جالب این بود که روی همه کاغذها جملات کوتاه و شادی بخشی نوشته شده و همشون با عبارت « با تشکر، کاپیتان سمند شادی»  تمام شده بود.

کاپیتان سمند شادی برای همه مسافران سبد شکلاتی را تعارف می کند و ازشون می پرسه که دوست دارند به چه آهنگی گوش بدهند البته فقط با این شرط که اون موزیک شاد باشه چون به قول کاپیتان همه کسانی که سوار این سمند میشوند باید شاد باشند و لبخند بزنند. 

سمند شادی کاپیتان پر است از عروسک های کوچولو و رنگارنگی که یک جمله زندگی بخش رو به مسافران نشان می دهند. راستی کاپیتان با گذاشتن یه کاغذ دیگه از مسافران خواسته تا کمتر با موبایلشون صحبت کنند و کرایه مسیرشون رو هم پیش از پیاده شدن پرداخت کنند. دیشب وقتی داشتم پس از گذروندن چند دقیقه خوب از سمند پیاده می شدم و از کاپیتان دل شاد خداحافظی می کردم، بهم گفت: دخترم آلان میری خونه، درسته؟ من هم جواب دادم بله. بعد هم بهم گفت پس وقتی وارد خونه شدی لبخند یادت نره.

وای که چقدر این مرد پر از انرژی بود . آدم با دیدنش حس خوبی می گیرد. به هر حال امیدوارم سوار شدن سمند شادی نصیب همه شما بشه چون حقیقتا به یک بار سوار شدن و اون حس خوب رو درک کردن می ارزد.

l لینک l    یکشنبه بیست و ششم آذر 1385 16:47  میترا خلعتبری  | 

دلم به شدت این روزها برای در و دیوار شهرم می سوزد. این جماعت را امیدی نیست ................
l لینک l    چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385 11:17  میترا خلعتبری  | 

من نمی دونم باید چی کار کنم که یه مشت ارازل و اوباش مدام روی وبلاگ من نظرهای مزخرف ندهند. بابا من با کسی کاری ندارم دارم زندگی خودم رو می کنم. میشه شما ها هم زندگی خودتون رو بکنیید. حالم داره از اینکه مدام هی سنگ جلوی پای من می اندازید به هم می خوره. برید دنبال زندگیتون آدمای ...............

l لینک l    شنبه هجدهم آذر 1385 14:49  میترا خلعتبری  | 

نمی دونم تا حالا شده چیزی را که خیلی بهش عادت کرده اید و البته خیلی هم دوستش دارید، از دست بدهید یا نه؟

دیروز چیزی رو از دست دادم که به خاطر اون دیگه کمتر می بینم. باورتون میشه عینک نازنینم رو که خیلی دوستش داشتم گم کردم. ماجرا این جوری اتفاق افتاد که در یک تصادف عینک عزیزم شوت شد به ناکجا آباد و بعد از اون هم هر چقدر که دنبالش گشتم نتونستم پیداش کنم. نمی دونم کجاست اما امیدوارم سالم باشه. به خدا خیلی دوستش داشتم. دیشب کلی یاد روزهایی که با هم بودیم و گذروندیم افتادم. هر چند خیلی از افراد از اون خوششون نمی
آمد مثل ساراخانم گل و  عباس آقا اما به هر حال من دوستش داشتم و نمی خواستم به این طرز فجیع از دستش بدم. برای عینکم دعا کنید هر جا هست حداقل سالم باشه.

پی نوشت: به علت نداشتن عینک فعلا در نابینایی موقتی به سر می برم. همه چیز برایم تار هست. اگه چیزی رو ندیدم یا اتفاقی افتاد تا پیش از گرفتن عینک جدید به بزرگواری خودتون ببخشید...

l لینک l    چهارشنبه پانزدهم آذر 1385 13:21  میترا خلعتبری  | 

پیش نوشت: این خبر امروزی هست که از من در روزنامه اعتمادملی چاپ شد. تیتر مطلب رو دوست ندارم چون خودم تیتردیگری برای مطلب انتخاب کرده بودم اما خوب به ناچار باید به حرف اهالی بالادست گوش جان سپرد. به هر حال محاکمه عامل ترور قاضی مقدس شروع شده است البته با ابهامات بسیار زیادی که به نظر من در این پرونده وجود دارد.

 و اما خبر ...

اولين جلسه محاكمه عاملان ترور قاضي حسن مقدس روز گذشته در حالي در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران برگزار شد كه اين دو متهم با پذيرفتن اتهام قتل ادعا كردند قصد ترور ساير مسوولان را به همين روش داشتند.

عامل اصلي ترور در دفاع از اتهام خود در جلسه محاكمه روز گذشته گفت: <در دادسراي ارشاد قوانين اسلام اجرا نمي‌شد. از آنجايي كه ما هم بيگناه بوديم اما از طرف يكي از قضات دادسراي ارشاد محكوم به جزاي نقدي شديم قصد كردم كه از قاضي انتقام بگيرم اما از آنجايي كه وي تحت امر قاضي مقدس به عنوان رئيس مجتمع بوده است تصميم به اصلاح دادسرا و قتل قاضي مقدس گرفتم.

جلسه‌ محاكمه ديروز به رياست قاضي صلواتي با حضور فخرالدين جعفرزاده سرپرست دادسراي امور جنايي تهران به عنوان نماينده‌مدعي‌العموم، متهم رديف اول و دوم و اولياي دم به صورت علني تشكيل شد. ‌

در ابتداي جلسه رسيدگي به پرونده ترور فخرالدين جعفرزاده نماينده‌مدعي‌العموم با اشاره به اينكه <مجيد> و <حسين> به عنوان متهمان رديف اول و دوم در پرونده شناخته شده‌اند، گفت: <مجيد> كه متهم رديف اول و داراي 26 سال سن است فاقد سابقه محكوميت كيفري موثراما متهم به مباشرت در چهار فقره قتل عمدي ترور شهيد حاج حسن مقدس معاون دادسراي تهران و سرپرست دادسراي ارشاد، بشير سمامي استوار دوم نيروي انتظامي و نگهبان بانك ملي شعبه‌بلوار نيكنام و هوشنگ تلاشي مشتري بانك است. ‌ همچنين وي متهم به مباشرت در چهار فقره ايراد جرح عمدي از طريق تيراندازي با سلاح گرم در جريان سرقت مسلحانه نسبت به مسعود صامتي كارمند بانك ملي، ستوان يكم نيازي و عباس انصاري كه هر سه مامور نيروي انتظامي هستند، مشاركت در پنج فقره سرقت مسلحانه از بانك ملي و صادرات از شعبات مختلف، مشاركت در سرقت مسلحانه‌سه دستگاه اتومبيل شخصي، مشاركت در سرقت مسلحانه‌اسلحه‌سازماني نگهبان سفارت قرقيزستان، مباشرت در سرقت سلاح كمري نگهبان بانك صادرات و بانك ملي، حمل و نگهداري سه قبضه سلاح غيرمجاز و مهمات است. ‌

همچنين نماينده مدعي‌العموم در رابطه با اتهامات <حسين> كه متهم رديف دوم است، اعلام كرد: متهم رديف دوم نيز متهم به معاونت در ترور شهيد حاج‌حسن مقدس از طريق تهيه‌وسيله‌فرار و تسهيل ترور، معاونت در سرقت مسلحانه‌اسلحه‌كلاشينكف از نگهبان سفارت قرقيزستان، مشاركت در سرقت مسلحانه‌بانك ملي شعبه‌امامت، مشاركت در سرقت مسلحانه دو دستگاه اتومبيل، حمل و نگهداري سه قبضه‌اسلحه‌غيرمجاز و استعمال مواد مخدر از نوع كراك است.

ترور ساعت چهار 11 مرداد رخ داد

اما ترور قاضي حسن مقدس معاون دادستان تهران و رئيس مجتمع قضايي ارشاد در ساعت چهار بعدازظهر 11 مرداد سال گذشته رخ داد كه در آن روز سرپرست مجتمع قضايي ارشاد تهران با پايان يافتن ساعت كاري دادسرا در روز حادثه سوار خودروي پژوي 405 طلايي‌رنگ خود شد و از مجتمع بيرون آمد. ‌ خودرو هنوز از دادسرا فاصله چنداني نگرفته بود كه مقابل كوچه هشتم خيابان احمد قصير، جواني ناشناس خود را به قاضي مقدس رساند و از سمت راننده يك گلوله به سمت او شليك كرد. ‌ گلوله پس از شكسته شدن شيشه خودرو به سر قاضي مقدس اصابت كرد. به گفته شاهدان ضارب سپس دو تير هوايي شليك كرده و با پاي پياده وارد كوچه هشتم شد و از صحنه قتل فرار كرده بود. خودروي مقتول نيز پس از برخورد با چند خودروي ديگر مقابل كوچه دهم متوقف شده بود. اين در حالي بود كه چند راننده عبوري، خود را براي ياري رساندن به خودروي پژو مي‌رسانند اما مقتول در دم جان سپرده بود.اهالي از هويت صاحب خودرو اطلاع نداشتند اما با اين حال سريع موضوع را به پليس اطلاع دادند كه دقايقي بعد گروهي از ماموران كلانتري 105 سنايي تهران و تعدادي از ماموران امنيتي پليس در محل حاضر شدند. ‌

علت مرگ اصابت گلوله به جمجمه تعيين شده بود ‌

پزشكي قانوني كه در 12 مردادماه سال 84 با بررسي و معاينه‌جسد اعلام كرده بود دو سوراخ همراه با سوختگي حاشيه‌‌اي در ناحيه‌داخل گوش چپ به فاصله‌2 سانتيمتر از يكديگر مشاهده شده كه محل ورود گلوله است، اضافه كرد: گلوله‌ها پس از ورود به داخل جمجمه و آسيب به نسج مغز يكي در ناحيه‌گونه‌راست و ديگري در ناحيه‌سمت راست جمجمه متوقف شده بود كه خارج شده و در اختيار كارشناسان اسلحه‌اداره‌تشخيص هويت ناجا قرار گرفت. ‌

عامل ترور به سفارت آمريكا رفته بود

تحقيقات ماموران براي دستگيري عامل ترور قاضي مقدس 9 ماه و 11 روز به طول انجاميد تا اينكه سرانجام عامل ترور كه قصد داشت ويزاي كشور آمريكا را از طريق سفارت اين كشور در ابوظبي دريافت كند از سوي ماموران عرب زبان دستگير شد.

در آن روز شخصي كه خود را از كاركنان وزارت امور خارجه معرفي كرده بود در تماس با سرپرست دادسراي امور جنايي تهران اعلام كرد: فردي به نام <محمدتقي> به سفارت آمريكا در ابوظبي مراجعه و قصد پناهندگي داشت. اين جوان خود را ضارب شهيد مقدس معرفي كرده است. با اعلام اين خبر به جعفرزاده موضوع در دستوركار قرار گرفت و عامل ترور ‌22 ارديبهشت‌ماه سال جاري از طريق نماينده‌سياسي ايران در امارات با همكاري پليس بين‌الملل به تهران منتقل و در محل آگاهي مركز با حضور بازپرس پرونده مورد تحقيق واقع و صراحتا اقرار به ترور شهيد مقدس و ارتكاب جنايات ديگر از جمله قتل سمامي و تلاشي كرد. ‌ عامل ترور پس از دستگيري در مراحل بازپرسي درباره انگيزه خود از ترور قاضي مقدس اعتراف كرده بود: در خانه‌اي در هاشم‌آباد با چند تن از دوستان و يك زن زندگي مي‌كرديم. همان شب ماموران به خانه ريختند، ما را دستگير كرده و به دادسراي وزرا منتقل كردند.

در آنجا مرا محكوم به پرداخت جزاي نقدي به مبلغ ‌650 هزار تومان كردند. اين حكم را يكي از قضات مجتمع ارشاد داد. پس از آن تصميم به كشتن اين قاضي گرفتم اما فكر كردم چون در آن شعبه پرونده دارم اگر قاضي شعبه را بكشم، موضوع را پليس متوجه شده و به دام مي‌افتم. پس از آن بود كه تصميم گرفتم رئيس مجتمع را بكشم و پس از دو هفته كنترل رفت و آمد قاضي مقدس، وي را در يازده مرداد ‌84 در خيابان بخارست ترور كردم. ‌

عامل ترور ارتباطي با عوامل خارجي و گروهك‌هاي معاند نظام نداشت

با اظهارات عامل اصلي ترور و پس از آن طي شدن مراحل قانوني پرونده هم چون صدور قرار مجرميت و كيفرخواست، براي رسيدگي به دادگاه انقلاب تهران فرستاده شد. ‌ سرپرست دادسراي امور جنايي تهران روز گذشته پس از اعلام اتهامات متهمان گفت: قصد اين متهم از اين ترور سياسي نبود و وي از طرف كسي اجير نشده بود.جعفرزاده در ادامه به نامه‌مديركل كنسولي وزارت امور خارجه اشاره كرد و گفت: طي اين نامه كه موضوع آن دستگيري يك ايراني مدعي ترور قاضي مقدس اعلام شده بود آمده است، در جريان تحقيقات از <مجيد> با نفي درخواست پناهندگي سياسي از كنسول آمريكا ملاقات با وي را تنها به منظور ارائه‌پيشنهاد جاسوسي جهت اصلاح نظام ايران و آمادگي جهت حضور در عمليات ترور مسوولان ايراني عنوان و تاكيد كرده است كه وي قاتل قاضي مقدس معاون دادستان تهران است و مسوولان ذيربط ايراني نيز هيچ‌گونه اطلاعي از نقش وي در اين ماجرا ندارند كه اين متهم اين مطالب را نزد بازپرس پرونده نيز اعلام و اقرار كرده قصد داشته است در صورت مذاكره با مسوولان سفارت كشور مزبور اقدامات تروريستي خود را نسبت به مسوولان دستگاه قضايي ادامه دهد. ‌ نماينده مدعي‌العموم با اشاره به اينكه در نامه مذكور اعلام شده است، <حسين> به صورتي كه مسلح بوده دستگير و مورد بازجويي قرار گرفته است، گفت: طبق اين نامه وي صراحتا به ارتكاب جرايم منتسبه اقرار مي‌كند و حرف‌هاي مجيد متهم رديف اول را تاييد مي‌كند. ‌ جعفرزاده در ادامه اظهارات خود اعلام كرد: متهمان جهت بررسي‌هاي تخصصي مبني بر اينكه آيا ارتباطي با عوامل داخلي، خارجي و گروهك‌هاي معاند نظام داشته‌اند يا خير از طريق دادسراي امور جنايي تهران در اختيار ماموران وزارت اطلاعات قرار گرفتند كه طبق اعلام وزارت اطلاعات برابر بازجويي‌ها و بررسي‌هاي تخصصي انجام‌گرفته، هيچ‌گونه ارتباطي بين ضارب اصلي با عوامل خارجي، داخلي و گروهك‌هاي معاند نظام به دست نيامده است. ‌

نماينده‌ مدعي‌العموم براي متهمان تقاضاي اشد مجازات كرد

نماينده‌مدعي‌العموم در ادامه به دلايل بزهكاري نامبردگان در حد محاربه و افساد في‌الارض كه از نظر دادسراي امور جنايي تهران و طبق كيفرخواست صادره محرز شناخته شده است، اشاره كرد و گفت: از نظر دادسراي امور جنايي تهران مجموع عملكرد متهمان از مصاديق بارز افساد في‌الارض است البته فقهاي عظام و نيز قانونگذار جمهوري اسلامي ايران تعريفي از محاربه و افساد في‌الارض ارائه ندادند و آنچه از نظريات فقها و به تبعيت از آنها ماده‌‌183 قانون مجازات اسلامي مستفاد مي‌شود، در مقام تعريف محارب است و مفسد في‌الارض شناخته مي‌شود. ‌ نماينده‌ مدعي‌العموم سپس با اشاره به ماده‌‌185 قانون مجازات اسلامي و با توجه به ديگر قرائن موجود در پرونده مستند به آيه‌‌33 از سوره‌ مائده و به تجويز از اصل ‌167 قانون اساسي و رعايت ماده‌‌214 از قانون آيين دادرسي كيفري و ماده‌‌9 از قانون اصلاح تشكيل دادگاه‌هاي عمومي و انقلاب و همچنين مواد ‌183، ‌185 و ‌190 از قانون مجازات اسلامي سرانجام تقاضاي صدور اشد مجازات براي متهمان كرد. ‌

در دادسراي ارشاد قوانين اسلام اجرا نمي‌شد

پس از تقاضاي نماينده مدعي‌العموم از دادگاه متهم رديف اول پس از تفهيم اتهام از سوي قاضي صلواتي مبني بر مباشرت در سه فقره قتل عمدي و ترور قاضي مقدس، بشير سمامي نگهبان بانك و هوشنگ تلاشي مشتري بانك و ساير اتهامات به دفاع از خود پرداخت و در ابتدا در مورد اتهام سرقت مسلحانه از بانك و در پي آن قتلي كه رخ داده بود، گفت: در يكي از سرقت‌ها كه دو نفر بوديم يك اسلحه داشتيم. پس از مراجعه به بانك اسلحه كشيده و بشير سمامي را كه نگهبان بانك بود كشتم. مسوول اداري كه خلع سلاح شده بود به دنبال من از بانك خارج شد و به سمت من دويد و قصد داشت اسلحه را از من بگيرد كه يك تير به ناحيه سينه‌او زدم كه متوقف نشد. پس از آن وقتي ديدم همچنان به دنبال من در حال دويدن است براي بار دوم و سوم به سمت او شليك كردم و پس از سومين تير بود كه وقتي به من رسيد بي‌حال روي زمين افتاد. ظاهرا در اين جريان، يك تير به كارمند بانك و يكي هم به يكي از مشتريان برخورد كرده است. از آن بانك وجهي سرقت نكرديم و فقط قصد سرقت سلاح داشتيم كه پس از آن به واسطه‌اين سلاح‌ها بتوانيم ماشين حمل پول بانك را سرقت كنيم. ‌

متهم رديف اول در ادامه در رابطه با نحوه‌ترور قاضي شهيد حسن مقدس گفت: حدود ساعت 3:5 بعد از ظهر بود كه ديدم قاضي مقدس با خودروي خود از دادسرا بيرون آمد و به سمت شمال در خيابان بخارست در حال حركت است و پشت چراغ قرمز متوقف شد. شيشه‌سمت راننده بالا بود. به او نزديك شدم تيري به سمت وي شليك كردم كه گلوله شيشه‌ماشين را شكسته و وارد شد. دومين تير هم به سر قاضي مقدس برخورد كرد. ‌

قاضي:‌ علت و انگيزه‌اصلي از ترور قاضي مقدس چه بوده است؟ ‌

عامل ترور:‌ در دادسراي ارشاد قوانين اسلام اجرا نمي‌شد. از آنجايي كه ما هم بيگناه بوديم و پس از دستگيري در منزلي در هاشم آباد از طرف يكي از قضات دادسراي ارشاد محكوم به جزاي نقدي شديم قصد كردم كه از قاضي انتقام بگيرم اما از آنجايي كه وي تحت امر قاضي مقدس به عنوان رئيس مجتمع بوده است تصميم به اصلاح دادسرا و قتل قاضي مقدس گرفتم. ‌ مي‌خواستم پس از اولين ترور اعلاميه‌اي پخش و اعلام كنم كه دليل كارم چه بوده است و از آنجايي كه فهميدم قاضي مقدس قضاوت پرونده‌يكي از شخصيت‌هاي سياسي را برعهده داشته است تصميم گرفتم با سفر به كشور امارات به سفارت يكي از كشورها مراجعه كنم. ‌

قاضي:‌ آيا پيش از ترور قاضي مقدس مواد مخدر از نوع كراك يا قرص اكستازي مصرف كرده بوديد ؟ ‌

عامل ترور:‌ مدتي در تهران مشغول فروختن قرص اكستازي بودم اما پس از آن از اين كار دست برداشتم و در روز حادثه هم مواد مخدر يا قرص مصرف نكرده بودم و حالت غيرعادي نداشتم. ‌

احساس كردم قاضي پرونده‌ام در دين تحريف ايجاد مي‌كند

اظهارات عامل ترور در حالي در جلسه محاكمه روز گذشته ادامه يافت كه قاضي در مورد پرونده‌اي كه اين فرد در آن به عنوان متهم شناخته و محكوم به پرداخت جزاي نقدي شده بود از وي سوال كرد: چرا در زمان دستگيري در پي حضور با چندين مرد و يك زن در منزلي در هاشم‌آباد چراغ‌هاي منزل خاموش بوده است؟ ‌

عامل ترور:‌ به خاطر ندارم چرا چراغ‌ها خاموش بود. در آن شب زني كه در منزل بود، دوست يكي از آقايان بود و فرد بدكاره‌اي هم نبود. ما در آن مجلس مواد مخدر مصرف نكرديم و مشروب هم نخورديم. فقط دو بطري مشروب در يخچال منزل موجود بود كه پس از تشكيل جلسه‌دادگاه و محكوم شدن ما به شلاق و تبديل آن از سوي قاضي به جزاي نقدي اين كار او را خلاف دانستم و احساس كردم كه وي در دين تحريف ايجاد مي‌كند. به همين دليل قصد كردم در راه اصلاح گام بردارم. ‌ عامل ترور قاضي مقدس در آخرين دفاع خود اعلام كرد: اتهامات را مي‌پذيرم و هيچ‌گونه دفاعي ندارم. ‌

اولياي دم هر سه مقتول تقاضاي مجازات قانوني كردند

با بيان اظهارات متهم رديف اول پرونده در ادامه‌اين جلسه اولياي دم هر سه مقتول اين پرونده تقاضاي مجازات قانوني را براي متهمان پرونده از محضر دادگاه خواستار شدند. ‌ همچنين وكلاي اولياي دم و وكلاي تسخيري متهمان رديف اول و دوم به دفاع از موكلان خود پرداختند. ‌

قاضي مجيد را با فحاشي بيرون انداخته بود

نقشه‌ترور قاضي مقدس را قبل از سال 84 يا اوايل سال 84 بود كه طراحي كرديم. مجيد در رابطه با اتفاقاتي كه در خانه‌اي در هاشم‌آباد افتاده بود با من صحبت و اعلام كرد كه قصد اعتراض داشته اما قاضي وي را با فحاشي بيرون انداخته است. ‌ مجيد اعلام كرده بود كه از اقدامات خود پشيمان است و قصد دارد تحريفي كه از سوي قضات در دادسراي ارشاد صورت مي‌گيرد را اصلاح كند. من هم صحبت او را قبول كردم و تصميم گرفتيم قاضي را ترور كنيم. حدود دو ماه رفت و آمدها را كنترل مي‌كرديم تا اينكه نهايتا تصميم به ترور رئيس مجتمع گرفتيم. ‌

متهم رديف دوم، با بيان اينكه حدود 4 روز رفت و آمدهاي قاضي مقدس را تحت نظر داشتيم تا نهايتا يازدهم مرداد ماه سال 84 قصد كرديم كه وي را ترور كنيم، افزود: روز مذكور پلاك موتور را پوشانديم. دو قبضه اسلحه برداشته و به سمت دادسراي ارشاد رفتيم. كمي دورتر از محل توقف خودروي قاضي مقدس توقيف كرديم و مجيد پياده شد و به سمت خودروي قاضي مقدس رفت. پس از دقايقي صداي شليك دو گلوله آمد كه متوجه شدم مجيد، قاضي مقدس را ترور كرده است. ‌

هر كس غير از خدا حكم كند كافر است

وي در ادامه‌دفاعيات خود با اشاره به اينكه هر كس غير از خدا حكم كند كافر است، گفت: من با شخصيت سياسي مطرح در اين پرونده در ارتباط نبودم و پس از ترور قاضي مقدس متوجه شدم كه وي قاضي پرونده‌اين شخص بوده است. ‌

وي با بيان اينكه وابسته به هيچ تشكيلات، حزب و گروهي نيست، در آخرين دفاعيات خود گفت: اعمال ارتكابي را قبول دارم و دفاع ديگري ندارم. اظهارات متهمان و وكلاي آنها در اين جلسه در حالي پايان يافت كه مقرر شد، رسيدگي به ساير اتهامات متهم رديف دوم از جمله سرقت‌ها در جلسه‌بعدي تفهيم و دفاعيات در آن رابطه اخذ شود. ‌

در پايان نيز پايان جلسه دادگاه از سوي قاضي صلواتي رئيس شعبه‌15 دادگاه انقلاب اعلام و رسيدگي به ساير اتهامات و ادامه‌پرونده به جلسه‌بعد موكول شد.

l لینک l    یکشنبه دوازدهم آذر 1385 14:32  میترا خلعتبری  | 

برف زیبایی در این ساعت روز در حال باریدن هست. حس خوب امروزم با این برف کامل شد.........

l لینک l    شنبه یازدهم آذر 1385 11:48  میترا خلعتبری  | 

پيكر«بابك بيات» آهنگساز برجسته كشورمان با حضور هنرمندان، مسئولين و مردم از مقابل تالار وحدت تشييع شد تا در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) به خاك سپرده شود.

در اين مراسم كه صبح امروز با حضور خانواده آن مرحوم،«محمد حسين نيرومند» مشاور وزير فرهنگ و ارشاد،«محمدحسين احمدي» مدير دفتر موسيقي و شعر،«بابك رضايي» مديرعامل انجمن موسيقي،هنرمندان عرصه موسيقي و سينما و جمعي از دوستداران آن مرحوم و بدون حضور وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي و معاونت هنري ارشاد برگزار شد،«عباس سجادي»رئيس مركز موسيقي سازمان فرهنگي هنري تهران با بيان اينكه امروز يكي از تلخ‌ترين روزها در تاريخ فرهنگ و هنر كشورمان است، گفت: متاسفانه ما چهره بسياري از هنرمندان و عزيزاني كه مردم اشتياق ديدن آنها را دارند،در اين مكان مي‌بينيم.

«بابك بيات» با شناسنامه مشخص و با آثاري ماندگار اثر انگشت خود را ماندگار كرد و امروز آثارش در صحنه‌هاي مختلف خودنمايي مي‌كند.او به معناي واقعي يك هنرمند بود.كسي كه از كوچه پس كوچه‌هاي منطقه‌هاي قديمي تهران برخاست و حفظ امانت‌هاي آن مناطق در آثارش متجلي شد.

پيكر«بابك بيات» تشييع شد

بیات به جمع هنرمندان بهشت زهرا پیوست

کسی نمی‌تواند جای بابک بیات را پر کند

زندگینامه و آثار بابک بیات

هنرمندان، خورشيد فروزان موسيقي را به آسمان سپردند

رفت پي‌نواهايي كه سالياني بود از وي جدا شده بودند 

l لینک l    چهارشنبه هشتم آذر 1385 12:6  میترا خلعتبری  | 

«بابك بيات» موسيقيدان و آهنگساز برجسته كشورمان امروز درگذشت.

بابك بيان پس از يك دوره بيماري به علت نارسايي كبدي در بيمارستان ايرانمهرتهران درگذشت.

«بابك بيات»در سال 1325 در شهر تهران به دنيا آمد.از سن 19 سالگى در اپراى تهران مشغول به فعاليت شد.

از آخرين فعاليت‌هاي بابك بيات در اين سال‌ها ساخت موسيقي سريال ولايت عشق و قطعه كرال و اركسترال "سرزمين خورشيد" بود، كه در سال 1376 توسط اركستر سمفونيك تهران و به رهبرى "فريدون ناصرى" اجرا شد.

بابك بيات در كنار ساخت موسيقى حدود هشت سال است كه در دانشگاه‌هاى تهران مشغول به كار بود و موسيقى فيلم تدريس مى‌كرد.

l لینک l    یکشنبه پنجم آذر 1385 12:15  میترا خلعتبری  | 

لعنت بر این روزها که در هر لحظه اش خبرهای بدی می شنوم ........................
l لینک l    شنبه چهارم آذر 1385 12:55  میترا خلعتبری  | 

1.    از اونجایی که من برخی مواقع در این وبلاگ قصد این رو دارم که مسائلی را متذکر بشم تا برای دیگران پیش نیاد و یا به قول معروف آنچه ما دیدیم بشود درس عبرتی برای بقیه این مسئله رو می گویم. دیروز که روز پنجشنبه و از روزهای تعطیلی ما بود، تصمیم گرفتم پس از مدت ها به ظهیرالدوله بروم. به همین خاطر با یکی از دوستان ونک قرار گذاشتیم تا از اونجا به تجریش بریم. اما نکته جالب این بود که با تاکسی خطی که از ونک تا تجریش رفتیم نفری 1000 تومان کرایه دادیم. وقتی راننده تاکسی گفت کرایه نفری هزار تومان هست تا چند دقیقه اول در شک بودیم. بعد هم شروع کردیم به سوال و جواب از راننده که چرا این مسیر را که معمولا 300 یا 400 کرایه اش هست را باید هزار تومان بگیرد که راننده عزیز با همون ژست زیباشون گفتند: بابا مرد اون زمانی که 500 یا 400 می گرفتند البته همین الان هم هستند تاکسی هایی که کمتر بگیرند اما چون ما از کوچه و پس کوچه میاییم تا مسافر زیاد داخل ماشین نمونه و خسته بشه به همین خاطر 1000 تومان می گیریم. ( ملاحظه فرمودید دوستان عزیز ) من فقط موندم که تاکسیرانی این وسط چه می کنه. تاکسی ها که هر چقدر دوست دارند از ملت بدبخت پول می گیرند پس این نظارت بر کار تاکسی هایی که مدام ازش دم می زنند کجا اعمال میشه. جدا خیلی شک داشت. از انقلاب تا تجریش 600 تومان اما از ونک تا تجریش 1000 تومان. به هر حال ایران هست دیگه هر کسی هر کاری دوست دارد می کند.

۲.    اما از بحث تاکسیرانی و بی کفایتی این سازمان که بگذریم اساتید هر چه فیلم میم مثل مادر فیلمنامه درست و حسابی نداشت و فقط به سبک فیلم هندی ساخته شده بود تا اشک ملت را دربیاره، فیلم وقتی همه خواب بودند، فیلمنامه خوبی داشت. اگر هنوز فقط به فکر این نیستید که برید در سالن سینما فقط چیپس بخورید یا منتظر این باشید که فلان هنرپیشه معروف چی پوشیده تا بشه الگوی لباسی شما برید این فیلم رو ببینید و ازش لذت ببرید. بازی جالب و دیدنی گلاب آدینه واقعا در این فیلم ستودنی است. همچنین محمدرضا فروتن که مثل همیشه عالی ایفای نقش کرده بود.

۳.    جای همگی خالی ظهیرالدوله دیروز هم حکایتی بود. همیشه پاییز ظهیرالدوله زیباترین موقعی هست که می تونید برید اونجا یاد خاطرات کنید. من و یکی از دوستان که بر سر مزار داریوش رفیعی امروز یادی از آهنگهایش کردیم.

       ۴. این نکته خیلی ضروری و حیاتی و یه کمی مرموز هست اما قابل توجه اون کسانی که بدون نسخه می خواهند دارو تهیه کنند. آقا این کار را نکنید. در ضمن به دکتر داروخانه هم فواید و خواص داروها رو یاد ندهید. ( این هم خودش یک نکته اخلاقی هست دیگه! )

l لینک l    پنجشنبه دوم آذر 1385 23:37  میترا خلعتبری  |