
امروز يكي از جنجالي ترين محاكمات اين چند سال اخير را پوشش خبري دادم. البته جنجالي از لحاظ خبري نه. هر چند از لحاظ جنبه خبري هم كم مهم نبود چون 3 مرد 4 نفر را در شهريار به قتل رسانده بودند اما خوب اين جلسه محاكمه يكي از پر حاشيه ترين جلسات محاكمه اي بود كه تاكنون پوشش داده بودم.
برخي از حواشي دادگاه امروز در روزنامه اعتمادملي فردا چاپ خواهد شد اما بعضي چيزا هست كه ميشه فقط اينجا دقيقا با همون لحن متهم دادگاه بيان كرد.
متهم اصلي پرونده ديروز مرد 34 ساله اي به نام سيامك بود كه مرتكب 4 قتل شده بود. اين مرد با آرامش فوق العاده اي ديروز در برابر 5 قاضي شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران پاي ميز محاكمه رفت و نحوه قتل 4 مرد را فاش كرد.
سيامك ديروز در حالي كه صحبت مي كرد مدام لبخند بر لب داشت و به راحتي مي گفت كه من بايد قصاص شوم.
« اگر مرا قصاص نكنيد به من ظلم كرديد. من ماجرا را كامل تعريف مي كنم تا حقايق روشن شود و خانواده مقتولان مرا حلال كنند تا راحت طناب دار را به گردنم بيندازم.»
نكته هاي جالب ديگر از اظهارات اين مرد 34 ساله نظري بود كه در مورد ماموران پليس و دستگاه قضايي داشت. سيامك در دادگاه مي گفت: « من از مامورها خوشم نمي ياد. اونها وجود درگير شدن با من را ندارن. مامور جماعت به اين درد مي خوره كه به دختر و پسرا در خيابان فقط گير بده. اينا كه نمي يان با من درگير بشن. تازه من خودم دنبال مامورا مي افتادم و اونا از دست من در مي رفتن. از اون گذشته آقايون قضات هم در اين پرونده كم كاري كردند.»
سيامك كه دو فرزند هم دارد، ديروز در ادامه دفاعياتش گفت: « من فردين بازي زياد براي دوستام درآوردم اما اونا وقتي من براشون آدم كشتم پولم را ندادن.»
قاضي در اينجا بود كه پرسيد، گويا براي قتلي 3 ميليون پول گرفتي، درست است؟ و متهم جواب داد: « به! آقاي قاضي بچه شديا، آدم كه با 3 ميليون پول گرفتن آدم نمي كشد.»
سيامك بسيار راحت و آسوده خاطر محاكمه ديروز ما پس از اينكه كلي همه حاضران در جلسه را خنداند، به طرف صندلي خود رفت. البته فكر مي كنم در ادامه جلسه بيشتر خواب بود كه البته عكس هم اين را نشان مي دهد.
پي نوشت1 : جملاتي كه كاملا عاميانه نوشته شده دقيقا گفته هاي خود متهم است، احساس كردم اين طور جذاب تر هست. در مورد ماموران پليس هم بگم كه اين نظر شخصي متهم بود ديگه!
پي نوشت2: متهم پرونده ديروز لطف بيش از اندازه اي به خبرنگار ايران داشتند. به هر حال از اينكه يك نفر برخي از موارد را به اين دوست عزيز ياد آور شد من كه خوشحال شدم.