تبليغاتX
فریاد سکوت

فریاد سکوت

در دو روز گذشته هر بار كه قصد رفتن از روزنامه به سمت خانه را كرده و كيفم را برداشتم،  يه اتفاقي افتاد كه رفتنم با تاخير رو به رو شد.

روز اول آمدن زلزله رفتن را ساعاتي به تاخير انداخت و ديشب هم تصادفي كه رو به روي روزنامه رخ داد و همه را ميخكوب كرد.

امروز چه مي شود ؟

l لینک l    چهارشنبه سی ام خرداد 1386 14:11  میترا خلعتبری 

There are 4 things that you cannot recover

چهار چيز هست که غير قابل جبران  و برگشت ناپذير هست

 

The stone... ...after the throw

سنگ بعد از اين که پرتاب شد

 

The word... palavra... ...after it’s said

دشنام .. بعد از اين که گفته شد..

 

The occasion.... after the loss

موقعيت .... بعد از اين که از دست رفت

 

and...The time.....after it’s gone

و زمان... بعد از اين  که گذشت و سپري شد

l لینک l    دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386 17:3  میترا خلعتبری  | 

گروه عکاسانی که امروز بم را تصویر کرده اند و گروه کوچک «بم بمان» که برای زنده نگهداشتن خاطره بم گردهم جمع شدند چشمان شما را دعوت به دیدن اين تصاویر می كنند.

وعده دیدار، سه شنبه، گالری لاله سارا امت علی

نمايشگاه عکس گروهی بم امروز فرزانه ابراهیم زاده

بم مي ماند محبوبه حسین زاده

نمايشگاه گروهی عکس"بم امروز" محمد خیرخواه

نمايشگاه عكس بم يادآور فراموشكاري ماست حمید صادقی

نمايشگاه عکس گروهی بم امروز حسن سربخشیان

 

 

l لینک l    دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386 16:8  میترا خلعتبری 

امروز خبري شنيدم كه بدون شك يكي از بهترين خبرهاي اين روزهايم محسوب ميشه. پدر سينا پايمرد امروز تماس گرفت و گفت كه دو برادر اولياي دم پرونده با يكي از اقوامشون تماس گرفته و تقاضاي جلسه اي كردند كه بنشينند و بالاخره موضوع پرونده سينا رو مشخص كنند.

ميشه گفت اين خبر يكي از بهترين خبرهايي بود كه در مورد سينا در چند وقت اخير و البته با اين وضعيت غير مناسب فعليش شنيدم. اين وضعيت سينا هم مربوط به تغيير بند اون در زندان هست. پدرش از تغيير بند سينا بسيار نگران بود چرا كه گويا در همين يه هفته گذشته دو نفر در اون بند به قتل رسيده بودند و ايدز و هپاتيت و مشكلات اين چنيني هم در اون بند بيداد مي كنه. به شدت وقتي اين موضوع را در دو هفته پيش شنيدم نگران وضعيت سينا بودم اما با شنيدن خبر امروز باز هم روزنه اميدي پيدا شد.

باز هم به دعاتون براي سينا احتياج دارم. سينا هم يكي از اون بچه هايي هست كه به خاطر تنها خطاي بزرگ زندگيش حتي طناب دار را در دور گردنش حس كرد پس دعا كنيد . . .

l لینک l    سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 13:33  میترا خلعتبری  | 

در اين گرما كه طاقت من را تا حدودي بريده چقدر حس خوبيه وقتي كه در يك ماشين مي نشيني و با پايين بودن پنچره باد خنك با زیرکی زیر روسريت ميره تا سرت نفس بكشه . . .

l لینک l    یکشنبه بیستم خرداد 1386 14:30  میترا خلعتبری  | 

گزارش امروزم در صفحه هفتم روزنامه اعتمادملي چاپ شده كه مي تونيد اينجا بخونيد. با وجود اينكه خودم يه ايرادهايي روي گزارش دارم البته با توجه به حذفياتي كه در آن از سوي مسوولان روزنامه صورت گرفت و البته نقدهايي كه آقاي كامبيز نوروزي روي آن داشتند و بسيار به جا بود و از آن استفاده كردم، مطلب رو دوست دارم.

ماجراي پسري است كه بدون اطلاع خانواده اش اعدام مي شه و زماني مادرش از اين ماجرا باخبر ميشه كه به او مي گويند جسد بچه اش را از پزشكي قانوني تحويل بگيره . . .

يكي از همبندي‌هاي متهم به قتل 20 ساله: الو، سلا‌م شما مادر محمد هستيد؟

مادر متهم به قتل: بله، براي محمد اتفاقي افتاده؟

همبندي محمد: نه، اما حال محمد خوب نيست، حتما امروز به ملا‌قات او بياييد.

مادر متهم به قتل: حتما ميام، اما مگر چيزي شده...

تلفن قطع شد و پس از اين مكالمه كوتاه، مادر متهم به قتلي كه مدت چهار سال در زندان عادل‌آباد شيراز روزگار گذرانده، براي ملا‌قات فرزندش كه حالا‌ 20 سال سن دارد، به زندان رفت.

مادر متهم به قتل رو به مسوولا‌ن زندان: به من گفتند كه حال پسرم خوب نيست. خواستم او را ببينم. اتفاقي افتاده؟

مسوولا‌ن زندان: شما مادر كدام متهم هستيد؟

مادر متهم به قتل: من مادر متهم 20 ساله‌اي به نام محمد هستم كه حالا‌ پسرم چهار سال تمام در اين زندان روزها را سپري مي‌كند.

مسوولا‌ن زندان با اندكي سكوت پاسخ دادند: پسر شما ديروز اعدام شد. لطفا به پزشكي قانوني برويد و جسدش را براي خاكسپاري تحويل بگيريد.

مادر متهم به قتل فقط سكوت مي‌كند. او در بهت اين است كه پسر 20 ساله‌اش ديگر نفس نمي‌كشد. او سكوت مي‌كند و براي ديدن جسد او راهي پزشكي قانوني مي‌شود . . .

پي نوشت: از اين به بعد صفحات لايي بيشتري از حوادث در روزنامه خواهيد ديد

l لینک l    شنبه نوزدهم خرداد 1386 15:0  میترا خلعتبری  | 

مدت زمان زيادي از روزهايي كه به دوستان خوبم بي تا و بهنام عزيز نزديك شدم و حداقل در هفته دو سه باري رو به كافه خودمون ميرم نمي گذره.

خيلي وقت بود كه مي خواستم در مورد كافه بنويسم. در مورد كافه اي كه من اون رو تنها متعلق به اين زوج روزنامه نگار نمي دونم، هر چند همه زحماتش بر دوش اين دو عزيز هست اما من اون رو متعلق به خودم و همه روزنامه نگاران مي دونم.

روزي در وبلاگ محمد آقازاده مي خواندم كه كافه تيتر به او آرامش مي دهد. اوايل زياد به معني اين حرف فكر نكرده بودم اما بعد از اينكه غروب هاي من هم به نوعي در كافه گذشت به همين حس رسيدم.

حس نشستن روي صندلي هاي لهستاني و يا صندلي جلو بار و گپ با همه دوستاني كه از قديم و جديد مي شناسم حس خوبي رو برام داره. اينكه بعد از يك روز كاري با همه استرس هاي كار خبر به كافه ميري و مي توني خيلي از عزيزان رو اونجا ببيني.

كافه تيتر از روزي كه افتتاح شد براي من غرور آفرين بود حالا ديگه مي تونستم بين خيلي از دوستان از مشاغل ديگه بنشينم و با افتخار اون ها رو به كافه خودمون دعوت كنم.

از روزهايي كه به كافه تيتر ميرم زياد نمي گذره اما حس اين روزها  و زماني كه به كافه ميري و بوي قهوه رو حس مي كني و با دوستان گپ مي زني رو با هيچ چيز نمي تونم عوض كنم.

من هم مثل خيلي از دوستان ديگه اي كه در مورد كافه تيتر نوشتند و گفتند اهل كافه و حس هاي روشنفكري اون نبودند اما كافه تيتر رو دوست دارند به خاطر صميميتش مي نويسم كه من هم كافه رو دوست دارم.

پس دعا كنيد كافه روزنامه نگاران همچنان پا برجا باشه . . .

l لینک l    شنبه دوازدهم خرداد 1386 13:23  میترا خلعتبری  | 

فيلم مستند « به سردي آهن به گرمي‌خون» ساخته فرزاد توحيدي از سلسله برنامه‌هاي انجمن تهيه کنندگان سينماي مستند سه شنبه هشتم خردادماه در تالار بتهوون خانه هنرمندان نمايش داده مي‌شود.

قتل های بسیاری در سال 85 با چاقو در تهران رخ داده است. رايج تر ین وسيله ارتکاب به قتل و جرح در ايران چاقوست و اکثر کساني که مرتکب قتل مي‌شوند در نزاع‌هاي خياباني درگير شده اند، اين قاتلين غالبا براي نخستين بار از اين وسيله در دعوا ومنازعه استفاده کرده‌اند. عصبانيت وخشم آني، مهمترين عامل چاقوکشي است و کم شدن آستانه تحمل در جامعه دامنه اين جرم را گسترده تر مي‌کند.

« به سردي آهن» « به گرمي‌خون» مستندي است که به اين معضل اجتماعي و پيامدهاي آن مي‌پردازد.

اين همان فيلمي بود كه كار پژوهش آن را همراه دوست گرامي آقاي توحيدي انجام دادم و دو بار از تلويزيون پخش شد. فردا ساعت 6 در خانه هنرمندان دوباره اين فيلم نمايش داده ميشه و بعد از اون هم يك جلسه نقد و بررسي داريم كه هر كسي كه دلش بخواد مي تونه بياد و شركت كنه. كساني كه تا به حال حضورشان در برنامه فردا حتمي است، كامبيز نوروزي يكي از حقوقدانان، بازپرس اصغرزداه از قضات دادسراي امور جنايي تهران، قاضي رضوانفر باز هم از قضات دادسرا، يكي از مسوولان نيروي انتظامي، تعدادي از جامعه شناسان و بچه هاي مطبوعاتي هستند.

مستند فرزاد توحيدي در خانه هنرمندان ايران

l لینک l    دوشنبه هفتم خرداد 1386 19:41  میترا خلعتبری  | 

این عکس ها رو امروز در وبلاگ احمد جلالی فراهانی عزیز دیدم. قضاوت این بار هم باشد با شما . . .

l لینک l    سه شنبه یکم خرداد 1386 20:24  میترا خلعتبری  |