بالاخره فرصت نوشتن پيدا كردم. بعد از دو تا سه روز سختي كه گذروندم. گذروندن اين روزهاي سخت هم به خاطر كسي بود كه حدود يك سال هست كه خودش و خانواده خوبش را از نزديك مي شناسم.
ماجراي سخت اين چند روز اين طور شروع شد كه صبح روز سه شنبه با صداي پيام روي موبايلم از خواب بيدار شدم.
واقعا كه چه خوب يكي از دوستان گفته بود لعنت به اين پيام كوتاه كه هميشه پيغام آور خبرهاي بد هست و اين بار هم لعنت به اين پيام كه هيچ وقت شك بيدار شدن اون روز رو نمي تونم فراموش كنم.
پيامي كه از طرف يكي از دوستان امده بود مبني بر اين موضوع بود كه حكم سينا براي بار دوم پس از چيزي بالغ بر 10 ماه از بار اول كه او را از پاي چوبه دار بازگرداندند قرار است اجرا شود.
با متوجه شدن اين موضوع لحظاتي كه به زندان رجايي شهر رفته و با سينا صحبت مي كردم را به خاطر آوردم.اينكه يك بار ديگر قرار است سينا پاي چوبه ادار برود تمام وجودم را مي لرزاند. از همان دقيقه بود كه تماس ها شروع شد. با هر كسي كه فكرش را بكنيد به هرجايي كه به ذهنم مي رسيد.
تماس با معاون شاهرودي، چند تن از حقوقدانان، دفتر نظارت و پيگيري، بچه هاي خبرنگار حوزه قضايي، رييس دادگستري، كروبي، ايزدپناه، بچه هاي سازمان زندان ها و . . .
تا حدود ساعت 5 بعداز ظهر هر كاري كه به ذهنم مي رسيد با مشورت يكي از دوستان حقوقدان انجام دادم اما باز هم بي فايده بود. . .
ساعت حدود 6 بعد از ظهر بود كه سينا از زندان تماس گرفت و گفت كه او را به زندان اوين آوردند تا فردا صبح حكمش را اجرا كنند و از اين سمت تلفن بود كه حرف هاي من كه تا آن لحظه هيچ سنديتي نداشت به سينا گفته مي شد.
به سينا هر لحظه دلداري اين را مي دادم كه حكم مطمئنا اجرا نمي شود و بايد خيالش راحت باشد. سينا حرف هايم را بعيد مي دانست اما به اجبار همه آنها را پذيرفت و تماس را قطع كرد.
بعد از تماس سينا احساس بدي داشتم. احساس بدي مبني بر اينكه چرا نمي شود حكم او را متوقف كرد. معاون شاهرودي مي گفت از آنجا كه رييس قوه قضاييه يك مرتبه روي اين پرونده نطر داده است بعيد مي داند كه مجددا نظري اعمال كند اما بالاخره بايد يك جور حكم متوقف مي شد.
تنها چيزي كه به نظرمان آمد اين بود كه به قاضي اجراي احكام تلفن كنيم و از او بخواهيم در مورد وضعيت سينا مبني بر اينكه او نصف مبلغ پول را پرداخت كرده است از مراجع استفتاء بگيرد اما جابري قاضي اجراي احكام گفت كه اين موضوع از دسترس او خارج است و فقط گفت كه اميدوار است به خير بگذرد.
چند دقيقه اي از صحبتم با جابري نگذشته بود كه مجددا قاضي جابري تماس گرفت و گفت: حكم براي 10 روز متوقف مي شود. جابري خبر را داد و نفس عميق من به هوا رفت.
حكم متوقف شده بود، به پدر سينا زنگ زدم و او كه انگار باور نمي كرد هزار بار خدا رو شكر گفت اما هنوز چيزي تغيير نكرده بود چون نامه كتبي به دست مسوولان اجرا بايد مي رسيد. به هر حال تا ساعت 6 صبح همه چيز به مدت 10 روز متوقف شد اما اين اول تلاش ها براي فراهم كردن بقيه پول بود.
پي نوشت 1: از روز چهارشنبه همه تلاش ها براي فراهم شدن مابقي مبلغ 150 ميليوني كه اولياي دم طلب كردندف آغاز شده است.
پي نوشت 2 : يك خبر خوب براي فراهم شدن پول به دست آمده اما هنوز قطعي نيست.
پي نوشت 3 : از حقوقدان بسيار خوب كامبيز نوروزي بسياز بابت تلاش هايش در مورد سينا متشكرم.
پي نوشت 4: از آقاي توحيدي عزيز بايت تلاشش براي پخش برنامه اي مربوط به سينا از صدا و سيما ممنون.
پي نوشت 5: لطفا اگر كسي مي تونه براي فراهم شدن اين مبلغ براي نجات سينا كمك كنه با روزنامه اعتمادملي با شماره 88322912 تماس بگيره.
پي نوشت 6: براي بيشتر دونستن در مورد سينا اينجا، اينجا و اينجا را بخونيد.
پی نوشت ۷: چقدر خوب میشه که افراد محترمی از این پرونده ها برای معروف شدن خودشون استفاده نکنند. افرادی که شاید هیچ کمک مالی برای سینا و خانواده اون نباشند اما با حرف زدن با شبکه های خارجی فقط به بدتر شدن وضعیت کمک می کنند.