مرسی که 3 تا اتفاق بد رو به ترتیب برام آوردی، ممنونم
پی نوشت: واسه نبود من خدا خدا نکن . . .
مرسی که 3 تا اتفاق بد رو به ترتیب برام آوردی، ممنونم
پی نوشت: واسه نبود من خدا خدا نکن . . .
کلاغا خونه دارن ما نداریم
گلا گلخونه دارن ما نداریم
پرستوجون نگاه کن بخت ما رو
گرفت از ما زمونه شادی ها رو
شما آزادی دارین ما نداریم
شماها شادی دارین ما نداریم
سردار رادان، فرمانده انتظامي تهران بزرگ روز چهارشنبه فرمودند كه در دنباله طرح ارتقاء امنيت اجتماعي اين بار قصد دارند به شركت ها و مراكز خصوصي هم وارد شوند و با بدحجابي كه گويا تنها مشكل اين روزها است مبارزه كنند.
پيشنهاد مي كنم يادداشت جناب بهمن كشاورز را كه از حقوقدانان بسيار خوب هستند را بخوانيد. آقاي كشاورز به زيبايي با بند بند مواد قانوني اين مسئله را خلاف اعلام كردند.
و اما این هم خبری که از این موضوع مادر اعتمادملی کار کردیم:
اپيزود اول اجراي طرح ارتقاي امنيت اجتماعي در دوره فرماندهي رئيسپليس تهران از اول ارديبهشتماه سال گذشته نوشته شد. با همه اما و اگرهايي كه پيرامون طرح امنيت اجتماعي مطرح ميشد، اجراي طرح و استقرار گشتهاي ارشاد در ميادين مختلف پايتخت به قوت خود باقي بود و پاسخ مسوولان انتظامي به نقدها، گلهها تنها يك جمله بود: «تمامي اقدامات بر اساس قانون انجام ميشود. ما تنها ضابط قضايي هستيم.»
طرح ادامه داشت تا اينكه دو ماه بعد سردار رادان از تشديد اجراي طرح افزايش امنيت اجتماعي از اول مردادماه همان سال خبر داد و اين بار بحث برخورد قاطع با پسراني كه موهاي خود را به سبك مدلهاي غربي آرايش ميكردند به ميان كشيده شد و پليس به صورت جدي به برهمزنان امنيت اولتيماتوم داد! ادامه اجراي طرح اما با به ميان آمدن موضوع پوتينها، تبرج و... قابل توجهتر شد، چرا كه به مناسبت هر فصل مصاديق بدحجابي بهطور كاملا مشخص با تمام جزئيات از سوي پليس در چند بند جداگانه عنوان شد. موضوعات برخورد در طرح افزايش امنيت اخلاقي به همين جا ختم نشد بهطوري كه از اوايل سال گذشته بنا بر اعلام پليس اماكن، ماموران گشت ارشاد موظف شدند در هر جا كه عنوان مكان عمومي داشت وارد شده و با متخلفان بدحجاب برخورد كنند. بدين ترتيب شاهد حضور و گشتزني پليس ارشاد در رستورانها، كافيشاپها و... شديم. پليس از اواخر سال گذشته با اعلام اينكه اين طرح در سال آينده (امسال) نيز به قوت خود باقي خواهد ماند اذهان عمومي را براي مواجهه با مصاديق جديدي از اجراي طرح آماده كرد. بر اين اساس با توجه به حضور مستمر گشتهاي ارشاد از اولين روزهاي سال جاري در نقاط مختلف طرح امنيت اخلاقي بهطور رسمي همانند گذشته كار خود را آغاز كرده است هر چند كه اخيرا شنيده شده كيسههاي خريد زنان و دختراني كه از مانتوفروشيها بيرون ميآيند توسط برخي از ماموران بازرسي شده است، تا نكند مانتوهايي مغاير با عفت و موازين اسلامي خريداري شود.
به هر حال به نظر ميرسيد نيروي انتظامي در سال 87 تصميمهاي جديدي در موضوع امنيت اخلاقي گرفته است كه گفتههاي روز گذشته رئيسپليس پايتخت در اولين نشست خبري سال جديد بر اين موضوع تاكيد كرد.
وي در نشست روز گذشته با اصناف از برخورد شديد با بدحجابي در مراكز و شركتهاي خصوصي خبر داد.
سردار رادان در ادامه خاطرنشان كرد: در راستاي اجراي طرح افزايش امنيت اجتماعي پليس پايتخت به زودي طرح برخورد با بدحجابي در شركتهاي خصوصي و مراكزي از جمله كافيشاپها، كافينتها، تالارها و رستورانها را از سر ميگيرد و با مخلان امنيت و قانونشكنان به شدت برخورد ميكند.
وي با اشاره به اينكه اجراي اين طرح در سال گذشته بعضي از وهنها نسبت به دين را در جامعه از ميان برد گفت: اين طرح با موفقيت در جامعه پياده شد و ما توانستيم از اين طريق برخي وهنها نسبت به دين از جمله كاروانهاي علمكشي، قمهزني و حمل شمايل و تمثالها را تا حدود زيادي كاهش دهيم.
سردار رادان همچنين با اعلام اينكه تهاجم فرهنگي از سوي غرب كشور ما را نشانه گرفته و برخي از جوانان ما را دچار انحطاط اخلاقي كرده است ادامه داد: يكي ديگر از اقدامات پليس پايتخت كه با همكاري اصناف صورت خواهد گرفت شناسايي گروههايي مانند گروه شيطانپرستهاست كه پليس پايتخت با اين موضوع نيز به شدت برخورد خواهد كرد و با كسي در اين زمينه تعارف ندارد.
اين روزها، اين روزهاي تلخ را دارم مي گذرونم، هر روز صبح كه با چشم هاي پف كرده و قرمز از خواب بيدار ميشم با خودم ميگم مگه قرار نبود كه سال 87 هميشه خوشحال باشي اما حالا چي شده كه اولين ماه اين سال هم تمام نشده اين جور تا ساعت ها كه از شب مي گذره چشمهات از گريه خيس هست و صبح با سر درد از خواب بيدار ميشي.
هر روز با اين اميد كه ديگه همه چيز عادي ميشه و به روال عادي خودش برمي گرده روزم را شب مي كنم غافل از اينكه اين روزهاي بد قصد تمامي نداره و هر روز مشكل جديدي هم اضافه ميشه.
روزهاي بهاري 87 را كه به شدت منتظرش بودم را در بدترين شكل ممكن مي گذرونم كه كاش اين طور نبود. اينجا هم براي من شده جايي كه فقط مدام ناله مي كنم اما واقعا اگر اينجا هم نبود نمي دونستم چه مي كردم.
از اين وضعيت كه در طول اين چند روز ساعت ها به حرف ها گوش ميدم بدون اينكه حتي نظري بدم و بعدش تا ساعت ها دوست ندارم كسي رو ببينم، خسته هستم.
دوست داشتم تو روزهاي بهاري مي دويدم، مي خنديدم، از ته دل، از ته دل . . .
چند روز پيش براي دوستي دعا كردم تا از ته دل بخنده اون هم در جواب به من گفت كه از جنگيدن لذت نبر اما واقعا من از جنگيدن لذت مي برم؟ از جنگ با كي؟ از جنگ با چي؟
اين روزها را با اينكه يكي از بهترين مسائلي كه دوست داشتم از بچگي در زندگيم اتفاق بيافته و اين روزها داره كم كم رو به راه ميشه را دوست ندارم.
اين قدر مشكلات مختلف اتفاق افتاده، اين قدر با عذاب وجدان اين روزها را طي مي كنم كه ناي انجام كاري را ندارم.
فقط از خدا مي خوام توان كنار اومدن با مسائل رو بهم بده، همين. . .
اولين و دومين محاكمه نوجواناني كه زير سن 18 سالگي مرتكب قتل شدند، 25 فروردين و 7 ارديبهشت ماه در دادگاه كيفري استان تهران برگزار مي شود.
اين دو خبر را داشته باشيد با توضيح اينكه پرونده حسين حقي كه در سن 17 سالگي مرتكب قتل شده هم براي استيذان به دفتر رياست قوه قضاييه رفته و مشخص نيست به چه سرنوشتي دچار بشه. گزارش اينكه اين سه نوجوان چطور مرتكب قتل شدند را امروز در روزنامه اعتمادملي مي توانيد بخوايند و اينجا هم مي گذارم.
و این هم گزارش:
جلسه محاكمه دو نوجوان متهم به قتل در حالي در دادگاه كيفري برگزار مي شود كه پرونده يكي ديگر از محكومان به مرگ زير 18 سال براي استيذان به دفتر رياست قوه قضاييه فرستاده شده است.
در اولين جلسه محاكمه كه در 25 فروردين ماه سال جاري از سوي قضات شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران برگزار خواهد شد، متهم به اتهام قتلي كه پيش از سن 18 سالگي مرتكب آن شده بود، محاكمه مي شود.
پيش از اين در 8 آذرماه سال 85 قضات همين شعبه امير را با محاكمه به قصاص محكوم كرده بودند اما با فرستاده شدن پرونده براي استیذان آیت الله شاهرودی با مطالعه پرونده ایراد قانونی را متوجه پرونده اعلام كردند.
به اين ترتيب پرونده پس از اين براي اعمال ماده 2 قانون اختیارات ریاست قوه قضاییه به شعبه 13 تشخیص دیوانعالی کشور فرستاده شد كه قضات دادنامه های صادره را نقض و در نهایت پرونده را براي رسیدگی مجدد به همان شعبه فرستادند.
مطمئنا اگر ریاست محترم قوه قضاییه به ایراد موجود در پرونده، مبنی بر دفاع مشروع توجه نمی فرمودند هم اکنون جلسه محاکمه ای نیز تشکیل نمی شد چون موکل تاکنون به دار آویخته شده بود.
متهم در تيرماه سال 82 همراه یکی از دوستانش و برادرش کوچکش براي تفریح به پارک سپهر واقع در شهرک غرب رفته بودند كه متهم پيش از اينكه وارد پارک شود برای دیدن پدرش، سمت دفتر وی می رود و چون پدرش در دفتر کارش نبود به پارک بر می گردد.
در همین حین دوست متهم به نام امیر با شخصی به نام مجتبی در حال جر و بحث بود و برادر مجتبی نیز وارد دعوا شده بود كه با ورود متهم به دعوا مرتضی مشتی به بینی او زد و در هر صورت دعوا به اتمام رسید.
پس از دقایقی این سه نفر به وسط پارک رفتند. همگی روي صندلی نشسته بودند که مجتبی و يكي از دوستانش به نام مرتضي سر می رسند. مجتبی با چاقو به سمت امیر هجوم می آورد و مرتضی هم که چاقویی در دست داشت به سمت برادر متهم حمله مي كند.
متهم هم از بیم جان برادرش چاقویی را که همراه خود داشت خارج کرد و به سمت مرتضی می رود تا بتواند از خود و برادرش دفاع کند كه در نهايت درگيري باعث قتل مرتضي مي شود. پس از اين متجرا با شكايت خانواده مقتول و بازجويي هاي صورت گرفته براي متهم به قتل ماجرا قرار مجرميت و كيفرخواست صادر و پرونده براي رسيدگي به دادگاه كيفري استان فرستاده شد و قرار است متهم براي دومين بار از سوي قضات شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران محاكمه شود.
در دومين جلسه محاكمه كه 7 ارديبهشت ماه سال جاري از سوي قضات شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران برگزار خواهد شد متهم ديگري كه او هم پيش از سن 18 سالگي مرتكب قتل شده بود پاي ميز محاكمه خواهد رفت.
4 فروردين ماه سال 86 در پی يك تماس تلفنی با مرکز فوریت های پلیس موضوع یک درگیری در خیابان بهشت نظرآباد هشتگرد که در پي آن جوانيب به نام « مهدی» از ناحیه گردن مجروح شده بود به ماموران اطلاع داده شد.
در پي اين ماجرا نوجواني به نام «صفر» پس از یک روز با ماموران مراجعه كرد و گفت: من با مهدي درگير شدم و او را با داشتن يك چاقو زخمي كردم.
«صفر» كه متولد سال 68 است در زمان ارتکاب قتل 17 ساله بود و در تشریح حادثه می گوید: « ساعت حدود 8 شب بود که با دوستانم به نام های «محمد»، «مصطفی»، «سیروس» و «اسماعیل» در حال قدم زدن در خیابان طالقانی بودیم. چند دقیقه ای گذشت تا اينكه یکی از دوستانم گفت از خیابان نگارستان برویم. به آخر کوچه که رسیدیم دو نفر ایستاده بودند. یکی مقتول بود که با «فاطمه» كه دختر مورد علاقه من بود صحبت می کرد و دیگری از دوستان مقتول به نام «مجتبی» بود . فاطمه من را كه دید مخفی شد و سپس محل را ترک کرد . مهدی به طرف من آمد و گفت چه می خواهی. من گفتم آمدم احوال پرسی کنم. به من گفت سوار موتورش شوم تا با هم جايي برويم. من هم نترسیدم و سوار شدم. مسافت کوتاهی را طي کردیم كه موتور را نگه داشت كه با هم بر سر حرف هاي نامربوطي كه مي زد، درگیر شدیم. دوستانم آمدند و ما را جدا کردند. خیلی ترسیده بودم. به منزل رفتم و برای اینکه برایم اتفاقی نیافتد یک چاقوی دست ساز داشتم برداشتم و به کمرم بستم. به طرف منزل یکی از دوستانم رفتم. در راه صدای موتوری را شنیدم. متوجه شدم مقتول به سرعت به طرف من می آید. از ترسم چاقو را در آوردم. بدون آنکه قصد ضربه زدن داشته باشم با او درگير شدم.
چاقو به یقه پیراهنش خورد و ومقتول تعادلش را از دست داد و به وانتی که در نزدیکی ما بود برخورد کرد. چاقو نیز با برخورد به وانت به گردن مقتول فر رفت. نمی دانستم باید چه کار کنم. ناخواسته دویدم و به خرابه ای رسیدم. تا ساعت 12 شب آنجا بودم. به سمت منزل فاطمه رفتم و به پدر فاطمه گفتم من به خاطر دخترشما یک نفر را با چاقو زدم. پس از اين ماجرا به سمت حرم حضرت معصومه در قم رفتم. عذاب وجدان داشتم به همين خاطر تصمیم گرفتم خودم را معرفی کنم. به منزل آمدم و با پدرم به پاسگاه رفتم و خودم را معرفی کردم.»
پس از اين ماجرا پرونده ای در شعبه سوم بازپرسی دادسرای عمومی نظرآباد تشکیل و تحقیقات قضایی آغاز شد تا اينكه سرانجام پرونده براي رسيدگي نهايي به دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد و قرار است در هفتمين روز ارديبهشت ماه سال جاري متهم از سوي قضات شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران محاكمه شود.
اما اين دو جلسه محاكمه در حالي برگزار خواهد شد كه پرونده يك نوجوان محكوم به قصاص براي استيذان نزد رييس قوه قضاييه فرستاده شده است و هر لحظه امكان اجرا شدن حكم او وجود دارد.
ساعت 21 مرداد سال 82 ماموران گشت کلانتری 108 متوجه دو پسر جوان كه در حال فرار بودند، شدند.
ماموران با مشكوك شدن به موضوع دو پسر جوان را که خودشان را «حسین» و «امرالله» معرفی كرده بودند، آنها را دستگير كردند.
در بازجويي هاي اوليه در همان محل مشخص شد كه اين بين اين دو نفر و عده ای دیگر درگیری به وجود آمده و در اين بين جواني به نام «مهدی» مجروح و به بيمارستان منتقل شده است.
با انتقال همان دو متهم به اداره آگاهي «حسین» در بازجویی ها ماجرا را شرح داد و گفت: «در خیابان زنجان در حال قدم زدن بوديم. من براي انجام كاري از دوستم براي چند دقيقه اي جدا شدم. وقتي دوباره به همان محل بازگشتم متوجه درگيري دوستم با پسر ديگري شدم، نمي دانستم دليل درگيري آنها چه بود. من آنها را جدا کردم ولی دوباره درگيري آغاز شد. تا اينكه در يك لحظه پسري به هواخواهي همان پسر آمد و با ميله فلزي به سر من و امرالله زد. من دستهای او را گرفتم و گفتم نزن، ما دعوا نداریم و او را با حرف های خود قانع كردم اما ناگهان از پشت پسر ديگري مرا با مشت زد. در آن لحظه من چاقويي را كه داشتم، در آوردم. به قصد ترساندن آن افراد بود و نمي خواستم كسي را با آن بزنم. من چاقو را به هيچ كسي نزدم. در يك لحظه فقط به ياد دارم كه همه گفتند قاتل را بگيريد اما من نمي دانستم به درستي كه چه اتفاقي رخ داده است. با اين اظهارات در نهايت براي حسين به اتهام قتل كيفرخواست و پرونده اش براي رسيدگي به شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد كه حكم صادر اما در نهايت از سوي يكي از بازرسان ويژه زماني كه پرونده براي استيذان فرستاده شده بود، حكم به خاطر داشتن نقايصي استيذان نشد.
با اين نقص در اجرای ماده 2 قانون وظایف و اختیارات ریاست قوه قضاییه پرونده بار دیگر در شعبه 13 دیوانعالی کشور مورد رسیدگی قرار گرفت كه اين بار هم قضات اين شعبه استدلالات بیان شده را رد كردند. به اين ترتيب در حال حاضر پرونده يك مرتبه ديگر براي استیذان به دفتر ریاست قوه قضاییه فرستاده شده است.
پي نوشت: تعطيلات نوروز امسال بسيار بسيار عالي بود كه البته تلقين اينكه امسال سال خوبي بايد باشه هم خيلي كمك كرد، روزهاي بهاري خوبي داشته باشيد.