عجب آرامشي داشت. عجب سكوتي. عجب هوايي.
ديشب پس از مدت نسبتا طولاني با دو تن از دوستان به بام تهران رفتيم. همون جايي كه بيشترين خاطرات زندگي من رقم خورده. همون جايي كه روزگار وحشتناك يك حكم رو در پاييز سال گذشته در اونجا تحمل كردم.
هواي نسبتا خوب و البته از مزاياي دير وقت رفتن به بام خلوت بودن معركه اونجا و سكوت عالي با چشم انداز خوبش هست.
بام تهران فكر مي كنم تنهاي جايي هست كه وقتي به خانه ات برمي گردي از حس آرامشي كه به دست آوردي مي توني اون شب را راحت تا صبح خواب هاي رنگيني ببيني.
انقدر حس خوبي از پياده روي ديشب و نگاه به شهر تهران دارم كه حاضر نيستم تا مدت ها به هيچ مسئله بدي فكر كنم هر چند اين روزها آرامش داشتن چبر نايابي شده است.
l لینک l   دوشنبه هجدهم تیر 1386 16:52  میترا خلعتبری


