تبليغاتX
فریاد سکوت - یه پست خصوصی

فریاد سکوت

پيش نوشت: اين پست كاملا خصوص هست اما از اونجا كه هر چند ماه يك بار عادت دارم، آرشيو وبلاگم رو بخونم دوست دارم از احوال اين روزهام بنويسم.

نواي تار عليزاده حتي در يك تحريريه شلوغ و پر سر و صدا هم مي تونه آدم رو آروم كنه. البته آلان از اون تحريريه پر هياهو خبري نيست. منتظرم تا خيابان ها كمي بيشتر خلوت بشه و مثل خيلي از شب ها در سياهي شب ماه محبوبم قدم بزنم. در گوشم هدفون باشه  تا براي هميشه صداي تار حسين عليزاده آرومم كنه.

اين روزها آرامش خاصي دارم، اين آرامش رو نمي دونم بايد مديون چه كسي يا چه چيزي باشم اما از هر كس و هر طريقي هست سخت بهش علاقه دارم. مخصوصا اين روزها كه تا چند روز آينده خانواده ام به تهران ميايند و من از همين آلان شوق ديدن همشون رو دارم. هميشه عاشق اين بودم كه همه اعضاي خانواده در كنار هم باشيم. هميشه شوق نوشيدن چاي بعد از يه شام دور هم  براي من ديوانه كننده هست.

لذت ديگري كه اين چند وقت پيش از خواب دارم اين هست كه برادر بزرگم را تصور مي كنم كه تا چند وقت ديگر لذت ديدن پدرمون رو در كنار خودش داره. از ديدن خنده پدر و برادرم اين شب ها با لبخند به خواب ميرم.

اين روزها، اين روزها، اين روزهاي خوب من . . .

l لینک l    سه شنبه نوزدهم تیر 1386 20:34  میترا خلعتبری