با وجود اينكه به گفته منابع آگاه 26 مهرماه امسال روز اجراي حكم قصاص فاخته صمدي انتخاب شده است، وكيل مدافع وي با اعلام اينكه در حال تنظيم لايحه اي براي فرستادن نزد رييس قوه قضاييه است، از درخواست بررسي مجدد پرونده خبر داد.
دكتر علي نجفي توانا روز گذشته در اين باره گفت: « پرونده در حال حاضر نزد قضات شعبه اجراي احكام دادسراي امور جنايي تهران است. من هم شنيده ام كه ساعت 4 صبح روز 26 مهرماه امسال را براي اجراي حكم در نظر گرفته اند اما اين مسئله هنوز قطعي نيست و من در حال تنظيم لايحه اي هستم تا با فرستادن آن به دفتر رييس قوه قضاييه خواستاد بررسي مجدد پرونده را كنم.»
وكيل مدافع فاخته صمدي در ادامه با بيان اينكه درست است كه موكلش در ظاهر قانون مرتكب قتل شده گفت: « در مورد اين پرونده بايد به اين موشوع توجه كرد كه فاخته تحت چه شرايطي مرتكب قتل شده است. اين انصاف نيست كه حكم قصاص را هم براي فاخته كه تا پيش از اين ماجرا حتي يك مورد سابقه هم نداشته و تحت شرايط بد روحي مرتكب قتل شده است، صادر كنند و هم اين حكم را براي مثال براي زني كه با نقشه قبلي و با همدستي يك مرد ديگر همسرش را به قتل مي رساند. »
به گفته وكيل فاخته، اين زن حتي در زندان هم با وجود مشكلات روحي فراوان از زندانيان شاخص از لحاظ رفتار مناسب است و بايد وضعيت وي را براي بار ديگر مورد مطالعه قرار داد.
نجفي توانا با اعلام اينكه هنوز حكمي مبني برا اجراي جكم فاخته به وي ابلاغ نشده است ابراز اميدواري كرد تا رياست قوه قضاييه تصميم ديگري در مورد اين پرونده اتخاذ كند.
وكيل مدافع فاخته با فرستادن لايحه اي به دفتر رياست قوه قضاييه قصد درخواست اجراي حكم را دارد تا در فرصت ديگري پرونده از سوي مسوولان قضايي رسيدگي شود.
فاخته صمدي كه متولد 1356 است در ششم ديماه 1380 در حالي كه مدعي است مقتول او را در خانهاش حبس كرده بود و قرصهاي اعصابش را پنهان كرده، تلفن را از او دور نگاه داشته تا در نهايت جواب مثبت براي برقراري رابطه مقتول با او بدهد.
راز اين ماجرا زمانى فاش شد كه يكى از همسايگان دكتر در تماس با بستگان وى به آنان اطلاع داد چند شبانه روز است چراغ هاى خانه ويلايى روشن مانده و هيچ رفت و آمدى در آنجا ديده نمى شود.
وقتى بستگان دكتر «محمد پدرام» با كليد يدك سعى كردند وارد خانه ويلايى شوند، پى بردند قفل ها عوض شده و راهى جز اطلاع دادن به پليس ندارند.
پليس در قتلگاه دكتر پدرام، پيكر بى جان وى را درحالى كه خون آلود بود، روى تختخواب مشاهده كرد كه پتويى روى آن كشيده بودند. در چند قدمى تختخواب قربانى ميله آهنى به دست آمد كه آغشته به خون بود و نشان مى داد عامل جنايت با ضربه هاي ميله دكتر سالخورده را مورد حمله قرار داده است.
دكتر پدرام از چهار سال پيش با مرگ همسرش در خانه ويلايى خود به تنهايى زندگى مى كرد و براى انجام كارهاى روزانه از شركت خدماتى پرستارى، دو پرستار زن استخدام كرده بود.
وقتى اين دو پرستار شناسايى شدند، پليس در بازجويى از آنان به رفت و آمدهاى زن ناشناسى به خانه ويلايى و به دور از چشم دو پرستار زن پى بردند و اين زن ناشناس كه تصور مى شد عامل جنايت است، از سوى كارآگاهان تحت كاوش قرار گرفت و شناسايى شد.
«فاخته» بدون اينكه بخواهد ماجراى قتل دكتر پدرام را كتمان كند، گفت: «از دو ماه پيش وقتى در مطب پزشكى با دكتر پدرام آشنا شدم و او دانست بى سرپناهم، من را به خانه اش دعوت كرد. او من را تأمين مى كرد، اما سعى داشت كسى نداند من به خانه اش رفت و آمد دارم، او نگذاشت من جايى كار كنم و به من ابراز علاقه كرد، تا روزى كه من با نامزدم آشنا شدم، چند روز قبل از جنايت، ماجراى نامزدى خودم را به دكتر گفتم، او خيلى عصبانى شد و من را تهديد كرد، در صورت ترك او، به نامزدم خواهد گفت كه من دو ماه زن خانه ويلايى او بودم.»
وى در صحنه بازسازى قتل گفت: «همه آرزوهايم بر باد رفته بود، شب جنايت با دكتر جر و بحث كرديم. او به اتاق خوابش رفت و خواست استراحت كند. ابتدا سيم تلفن را قطع كردم، سپس به بالاى سرش رفتم، ميله آهنى در دستم بود و به او حمله كردم و دكتر را كشتم.»
پرونده فاخته در طول اين مدت مانند بسياري از پرونده هاي محكوم به اعدامان ديگر بلاتكليف ماند اما در اواخر شهريور ماه سال جاري با استيذان آن از سوي رييس قوه قضاييه جنجال هاي تازه اي در رابطه با پرونده وي آغاز شد.
فاخته خود دانشجوي رشته حقوق بوده كه به دليل ازدواج نامناسب در شرايطي قرار ميگيرد كه مجبور به رها كردن درسش ميشود.
شرايط نامتعادل ازدواج اول او را در موقعيتي خطرناك قرار ميدهد تا آنجا كه براي يك بار نيز سقط جنين ميكند. با وجود اين و در حالي كه از سوي شوهر اولش تحت فشار بوده از سوي خانوادهاش نيز طرد شد.
بالاخره او از همسر اول جدا شده واز شمال كشور به تهران مي آيدو در يك دندانپزشكي به عنوان منشي مشغول به كار شد تا زندگي جديدي را آغاز كند اما اين در حالي بود كه به سبب همين وضعيت نامتعادل پزشك قرصهاي مخصوصي را براي او تجويز كرده بود كه عدم مصرف آنها او را در موقعيتي ناخوشايند از نظر رفتاري قرار ميداد.
در اين مطب دندانپزشكي مردي 80 ساله براي معالجه رفت و آمد داشت كه بعد از مدتي به فاخته پيشنهاد داد كه پرستار خصوصي او شود و در خانه او مستقر و انجام امور او را به عهده گيرد.
اين مرد پس از آنكه مدتي فاخته را در خانه به عنوان پرستار به خدمت گرفت به او پيشنهاد ازدواج داد. فاخته در همان زمان با جواني هم سن و سال خود نامزد كرده بود و خود پيش از اين بارها و بارها گفته بود:« من فقط مثل يك پدر به مقتول تكيه كرده بودم اما او به من جور ديگري نگاه ميكرد.»
پی نوشت۱: شرح این ماجرا رو می تونید در صفحه حوادث اعتمادملی امروز بخونید.
پی نوشت۲: امیدوارم هر چه زودتر خبری مبنی بر توقف اجرای حکم داشته باشیم.


