«چیزهایی که از دست دادیم، دیگه هیچ وقت به ما بازگردانده نمیشوند. این قدر خون بر زمین ریخته
شده است که هیچ وقت، التیام پیدا نمیکنند. تنها کاری که از دست ما بر میآید، این است که از گذشته درس بگیریم و با آرامش به آنها بنگریم.»
یکی از خاصیت های بیکاری طولانی مدت فیلم دیدن بسیار هست که البته اگه در چند روز متوالی چند تا فیلم خوب هم ببینی لذتش چند برابر میشه.
یه فیلم خوبه دیگه ای که امروز دیدم کوهستان سرد بود، هر چند موضوعش تکراری بود اما کارگردانی و بازی ها خیلی عالی بودند. مناظر هم که فوق العاده بود.
داستان فیلم در سال 1864 مربوط به یک سال قبل از پایان جنگ های داخلی امریکا است. اینمن (جود لاو) که یک سرباز ایالت های جنوبی است پس از بهبود از یک جراحت مرگبار تصمیم می گیرد جبهه جنگ را رها کرده و عازم شهرش شود تا با دوست دوران نوجوانی اش آدا (نیکول کیدمن) ازدواج کند. آنها 3 سال پیش از این ماجرا برای آخرین بار یکدیگر را ملاقات کرده بودند.
اینمن عازم زادگاهش می شود اما در طول سفر مسائل و مشکلات زیادی برای او پیش می آید. از سوی دیگر آدا نیز سالهاست منتظر بازگشت اینمن است. او به کمک دختری به اسم روبی (رنی زولگر) کارهای مزرعه ای که پدرش برای او به ارث گذاشته را رسیدگی می کند.
زندگی نسبتاً آرام این دو دوست با از راه رسیدن تیگو که رهبر یک گروه محلی بوده و کارش کشتن فراریان جنگی است دگرگون می شود.
این مرد خشن تصمیم دارد آدا و مزرعه او را تصاحب کند و بنابراین آدا بیش از هر زمان دیگر نیازمند حضور و کمک اینمن است.
کوهستان سرد، برنده جوایز متعددی شده است. برای مثال رنی زولگر به خاطر این فیلم برنده اسکار بهترین بازیگر زن نقش مکمّل و برنده جایزه گلدن گلوب شده بود. آنتونی مینگلا، نامزد بهترین کارگردانی و فیلمنامه گلدن گلوب شده بود. همچنین جود لاو، نامزد اسکار بهترین بازیگر مرد نقش اوّل شده بود. جان سیل هم نامزد اسکار بهترین تصویربرداری و والتر مارچ، نامزد اسکار بهترین تدوین برای این فیلم شده بودند.


